زيبا ، زيبايى ﴿schoenheit ,schoen ,beautiful﴾ ׳
زيبا مفهومى است در برابر زشت و نمايانگر احساسى است با کيفيت هاى مطبوع و خوشايند. ׳
زيبايى در استتيک بعنوان هماهنگى بخش هاى يک مجموعه فهميده مى شود و بيان گر خواست ها و منظورهاى ظاهرى از يک پديده است که آن را " زيبايى عينى" نيز مى نامند. ׳
زيبايى در متافيزيک، همخوانى ميان چيز مورد مشاهده و ايده يا تصوير نخستين آن است. ׳
زيبايى همراه خوبى و حقيقت، بعنوان بالاترين ارزش، از مفهوم هاى کهن بکار رفته در فلسفه است. ׳
بطور سنتى، زيبا و زيبايى، هم در طبيعت و هم در فرهنگ، در شکل هاى گوناگون، وجود دارد: ׳
زيبايى طبيعى مانند حرکات ظريف بدن انسان، شکوفه هاى تازه شکفته، قله بزرگ پوشيده از برف، موج ملايم دريا، گونه اى از حالت گياه و حيوان، گرماى دل پذير آفتاب، تابش مرموز ماه، افسون رنگين کمان، شکل ابر، تازگى نسيم، سکون صخره، جنبش ذرات، جريان آبشار، .... ׳
زيبايى فرهنگى در هنر جلوه مى کند: شاهکارهاى هنرى در هر رشته اى. ׳
در شاهکارهاى ادبى و بويژه هنر ادبى، زيبايى و زشتى در فرم هاى متناقض و يا متضاد يکديگر جان مى گيرند: کميک - تراژيک، شادى آور - غم انگيز، ... ׳
زيبايى هنرى را مى توان در هماهنگى رنگ ها و فرم ها ﴿در هنرهاى تجسمى، معمارى﴾ و يا در آکوردهاى موسيقى ديد. ׳
در مقابل هنر ارزشمند و شکل هاى گوناگون آن، با پديده اى بنام ِ هنر" مبتذل روبرو هستيم. ׳
هنرهاى مبتذل، هنرهايى مبالغه آميز، غير اصيل و نادرست هستند که سرچشمه آنها طبع هنرى هنرمندان نيست. توليد اين هنرهاى بى ارزش و لذت بردن از آنها، نشانه فقر فرهنگى، کمبود و کاستى هاى جدى در آموزش و پرورش، نبود امکانات براى هنرمندان و بد سليقگى افراد است. ׳
دريافت خوشايندى و مطبوع بودن، تجربه سوبژکتيو مفهوم زيبايى است. مطابق کانت، شکلى از زيبايى وجود دارد که هيچ گونه نفعى براى ما نداشته و هيچ نيازى را پاسخ گو نيست. اين زيبايى بدون توقع، زيبايى کونتم پلاتيو ﴿contemplative﴾ نام دارد. ׳
براى درک سوبژکتيو زيبايى کونتم پلاتيو ﴿بى توقع﴾ بايد از کنش و اراده مشخص فاصله گرفته و از نقطه دورترى بدان نگريست. ׳
شکل هاى گوناگون خوشايندى، در برگيرنده مفهوم هاى متفاوتى هستند: لذت، خوشى، خوبى، ارزندگى، ... تجربه و دريافت زيبايى، پيکرپاره وجودى انسان و از ارکان موجوديت اوست و کارکرد آن براى حفظ بقا و ادامه زندگى و بالندگى، ضرورى و لازم است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭