ضمنى ، در برداشته ، نهفته ﴿implicit﴾ ׳

 

 مفهوم يا چيزى که در مفهوم يا چيز ديگرى وجود داشته و بطور نامستقيم همراه آن منتقل مى شود. ׳

براى مثال، مفهوم پدر، مفهوم فرزند را در بر دارد. ׳

ضمنى يا نهفته در برابر مفهوم آشکار و بى پرده ﴿explicit﴾ قرار مى گيرد. ׳

در منطق مدرن، منظور از ضمنى عبارت است از: اگر اين چنين، پس آن چنين. ׳

مثال : گر باران ببارد، زمين خيس مى شود. ׳

 

گفته ها و يا داورى هاى ضمنى و نهفته مى توانند داراى اين گونه ها باشند: ׳

منطقى، لوژيک ﴿logic﴾: ׳

مثال: يا مهرداد و يا مهرزاد يک چيز مشخص را برداشته اند. مهرزاد برداشتن آن چيز را انکار مى کند، يعنى او بطور ضمنى مى گويد که مهرداد بايد آن را برداشته باشد. ׳

معناشناسيک ﴿semantic﴾: ׳

مثال: گلدان هاى ساخت چين هم مى شکنند. با اين مفهوم ضمنى که حتا گلدان هاى چينى هم مانند ساير چيزها داراى محدوديت زمانى و مکانى هستند و تابع قانون هاى فيزيکى. ׳

کرد شناسيک ﴿pragmatics﴾: ׳

مثال: يکى از فعالين حزب دست راستى ها، در يک سخنرانى انتخاباتى تبليغاتى، رقيب خود را کافر و بى خدا مى نامد. يعنى او را بطور ضمنى خطرناک و غيرقابل اعتماد نشان مى دهد ﴿که از نظر منطقى و معناشناسانه سخن بى ارزش و نادرستى است، ولى تاثير تبليغاتى دارد﴾. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭