زمان

 

 انگليسى time

آلمانى Zeit

 فرانسه temps

يونانى chronos

لاتين tempus

 

زمان دريافت درونى شکل هاى گوناگون دگرگونى هاست. پيدايش، شدن، روان بودن، نابود شدن و ديگر تغييرات بوسيله نيروهاى حسى و عقلى انسان درک شده و مفهوم زمان را بوجود مى آورند. ׳

 از آنجا که دگرگونى هاى دنياى درون و برون به گونه اى آگاهانه ثبت و درک مى شوند، بعد زمان براى ما مطرح مى گردد. زمان عينى ﴿ابژکتيو﴾ به تغييرهاى عينى ﴿مانند حرکت ستارگان، خورشيد﴾ وابسته است و با زمان ذهنى ﴿سوبژکتيو﴾ که مربوط به دريافت آگاهانه زمان در دنياى درون است، متفاوت مى باشد. زمان ذهنى به درون مايه تجربى و حسى دريافت ها بستگى دارد" : من وقت ندارم"، يعنى آن ﴿تغيير﴾ را اکنون انجام نمى دهم. " اکنون" به معنى فراهم بودن شرايط است و در ميان " گذشته" و " آينده" قرار مى گيرد و به همين ترتيب مفهوم هاى " پيش از موقع" و " خيلى دير" ساخته مى شوند، مفهوم هايى که فرآورده کارپردازى ذهنى و تجريد زمان طبيعى به حساب مى آيند و هر يک از انسان ها ﴿سوبژه ها﴾ برداشت شخصى خود را از آن دارند ﴿مثلن براى افراد سال خورده، مفهوم " گذشته" حضور آشکارترى نسبت به آينده داشته و موقعيت هاى در راه، نقش کمترى بازى مى کنند. ׳

 بر پايه انديشه هاى هايدگر، زمان هاى عينى، ذهنى، درونى و برونى وجود ندارند، چرا که زمان، بعنوان پيش شرط امکان وجود، مستقل از سوبژه و ابژه است. ׳

آگوستينوس و لايبنيتس، زمان را يک ضرورت ازلى و ابدى براى پيدايش هستى مى شناسند. ׳

 براى کانت، زمان تنها يک شرط صورى ﴿فرمال، شکلى﴾ مستقل از تجربه است. ׳

مطابق آموزش هاى فيزيک مدرن ﴿تئورى پيوستارى چهاربعدى ريمان﴾ زمان عينى وجود ندارد. ׳

در نوشتارهاى علمى از تقسيم بندى هاى زمانى ياد مى کنند که مهم ترين آنها عبارتند از: ׳

زمان تاريخى ﴿تقريبن نه هزار ساله﴾، زمان پيش تاريخى ﴿چند سد هزار ساله﴾، زمان زمين شناسانه ﴿چندين ميليارد ساله﴾ و زمان کيهانى يا کاسميک ﴿که ازلى و بى آغاز مى نمايد﴾. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭