زبان ﴿Sprache ,language﴾ ׳
زبان کامل ترين وسيله بيانى و ارتباط انسان هاست که در همان حال بالاترين و پيشرفته ترين شکل براى نمودارى روح انسانى است. زبان بدنبال پيدايى و تکامل صداهاى طبيعى شکل گرفته و انسجام يافته است. انسان نخستين، در روند تکامل اجتماعى خود، به جيغ و فريادهاى خود به مرور زمان شکل داده و به هر يک از آواها، طنين ويژه اى بخشيد. سنگ بناى حرف هاى آلفبا را مى توان در نخستين جداسازى هاى آوايى دانست. براى مثال: هو، ها، هه، .. از هم باز شناخته شده و هر کدام براى يک جسم، پديده و يا موقعيت ويژه اى بکار رفتند. در مرحله بعدى، آشکار شدن و يا ديدن آن جسم، سبب تداعى آواى مربوطه براى انسان مى شده است. شکل بندى و معمارى صدا به ايجاز حروف منجر شد که قوم هاى ابتدايى نگاهى جادويى به آن داشتند، چرا که هنوز از جدايى واقعيت و تخيل هيچ گونه درک و يا تصور درستى نداشتند. تاثير اعجاز انگيز واژه ها هنوز هم ديده مى شود ﴿توصيف ناپذيرى خدا، ممنوعيت تجسم و ترسيم شکلى يا واژه اى پيامبر﴾. ׳
ما با هر واژه اى که بکار مى بريم، منظورى داريم. واژه پلى است ميان آگاهى ما و آن چيزى که منظور و مورد نظر ماست. البته چگونگى و چيستى هستى با هر دو سوى پل در ارتباط است. ׳
واژه ها، جدايى آگاهى ﴿ذهن﴾ و جسم ﴿عين﴾ را ممکن ساخته اند. تصور بدون وجود زبان نمى توانست
وجود داشته باشد. واژه ها هستند که جسم ها و پديده ها را با آگاهى انسانى پيوند مى دهند. با کمک زبان مى توان تجربه ها و دانسته ها را به مرحله اى از پيچيدگى و تکامل رساند که در تمام طبيعت بى سابقه و بى همتا مى نمايد. مطرح نمودن ذهن و انتقال ذهنيت هاى فردى و جمعى به ديگران، بزرگ ترين جهش تکاملى در هستى به شمار مى رود که سبب پيدايى مفهوم " روح" گرديده است. از آنجا که انديشه ها و دانسته هاى ما در قالب زبان است که به آگاهى خودمان و ديگران مى رسد، جهان تبديل به گونه اى از زبان راز و رمزدار شده و کل جهان هم داراى مفهو معناى ويژه اى مى گردد. واژه ها نه تنها بيان گر و يا ظرف روح، که آغشته شده با خود روح بوده، با هم و در هم تعريف مى شوند. ׳
از طريق واژه هاست که موجود و ممکن با ما سخن گفته و خود را معرفى مى کنند.آگاهى بر واژه ها سوار شده و در جهان سفر مى کند، سپس بسوى خويش باز مى گردد ﴿درانديشيدگى ، رفلکسيون﴾. ׳
بيان کنندگى، تاثير گذارى، جهت يابى و نمايش گرى از کارکردهاى زبان هستند که کنش ارتباطى را ممکن ساخته اند. تاريخ يک زبان، نمايان گر سير تکامل و تاريخ گروه و اجتماعى است که از آن زبان استفاده مى کند. دسته هاى گوناگون واژه ها نشان دهنده درجه اهميت و مورد توجه بودن آنها در زمان نخستين شکل گيرى هاى آن زبان مى باشند: گنجينه واژه ها به چيستى فکر کردن مردم و نحو ﴿سينتاکس﴾ بر چگونگى آن دلالت دارد: قوم هاى شکارچى براى رنگ قهوه اى توصيف هاى زيادى داشته اند ولى ساير رنگ ها را به يک نام مى شناختند. در برخى از زبان ها به مفهوم " بودن" و " هستى" بيشتر پرداخته شده و آن را مورد توجه ويژه اى قرار داده اند. همان گونه که دريا براى ماهى گيران مفهوم کار، تلاش و ادامه زندگى را داشته و براى توريست ها و جهان گردان با زيبايى، خاطره و آرامش دهندگى همراه است، بايد هر واژه اى را در ارتباط با فضا و شرايط خودش بررسى نمود تا به درک درست نزديک تر باشيم. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭