يادگيرى ، فراگيرى ﴿Lernen ,learning﴾ ׳

 

 يادگيرى، روند تغيير کنش و منش يک موجود زنده به دنبال تاثيرگزارى و تاثيرپذيرى از محيط پيرامون اوست. ׳

 

گونه هاى يادگيرى در زندگى روزمره: شناختى، هيجانى، اجتماعى، حرکتى. ׳

 افراد يادگير داراى تيپ هاى مختلفى هستند: تئوريسين ﴿تيپ نظرى﴾، تيپ عملى، امتحانى ﴿درسى﴾، ׳

بى تفاوت، نامطمئن. ׳

مهم: ׳

 تيپ هاى مختلف به روش هاى متفاوت يادگيرى نياز دارند. معمولن عدم يادگيرى و ناموفق بودن در مدرسه، نتيجه نارسايى شيوه و انگيزه کار است. ׳

 

برانگيختن انگيزه به عنوان شيوه کار: ׳

 الف﴾ تقسيم هدف هاى درازمدت به هدف هاى کوتاه مدت تر. ׳

موضوع هاى بزرگتر يادگيرى را به بخش هاى کوچکتر تقسيم کردن و با گام هاى آرام و کوچکتر مناسب کردن. ׳

ب﴾ در درس هاى مشکل ، بخش جالب و آسان را انتخاب کردن. کم نمودن ناخشنودى نسبت به آموزگار و درس مربوطه. ׳

ج﴾ کمک به هدف گزارى فردى ﴿با توجه به انگيزه و علاقه ها﴾. ׳

 د﴾ يادگيرى گروهى ﴿آموزش در گروه هاى کوچک﴾. ׳

 و﴾ طرح برنامه جهت کاربرد مواد آموزشى ﴿مثلن در رابطه با يادگيرى زبان خارجى﴾. ׳

 

نکته مهم: ׳

در روند يادگيرى، هيچ انگيزه اى نيرومندتر و اثرگزارتر از " موفقيت" وجود ندارد. ׳

 

نگاهى به مدل هاى مختلف اشخاص يادگير: ׳

١- تيپ تئوريک: ׳

 اين تيپ علاقه مند يادگيرى است. اميدوار و حتا معتقد به موفقيت آتى، صبور، خونسرد و باپشتکار است. وى درباره آنچه موضوع يادگيرى اش است، تصور مشخص و روشنى دارد. او نه تنها به کاربرد عملى آنچه ياد مى گيرد، بلکه به پايه نظرى آن هم علاقمند است و مطلب را به خوبى ياد مى گيرد. هرگاه به موضوع جديدى برخورد نمايد، تلاش مى کند عمق آن را دريابد. اين شخص، مطلب هاى مختلف و بدون ارتباط را به هم نمى چسباند. او مشکلى در رابطه با يادگيرى ندارد ولى اگر هم با مشکلى روبرو شود، آن را آزمون و چالشى براى هوش و درک خود مى بيند که بايد آن مشکل را رفع کند، و اين امر او را خشنود مى سازد. ׳

٢- تيپ عمل گرا: ׳

براى اين شخص، عمل و استفاده عملى هم هدف است و هم متد. ׳

او همواره به موضوع يادگيرى به عنوان " مى خواهم با آن چه کنم " ؟ نگاه مى کند. ׳

  او هر چه به موضوع نزديک تر باشد، آن را بهتر ياد مى گيرد. بهترين حالت هنگامى است که او بتواند آن موضوع را آزمايش کند. تئورى و دانش صرفن نظرى برايش کافى نيست و اگر متن يادگيرى بدون استفاده عملى باشد، دچار مشکل مى شود. اين شخص، صبور و خونسرد براى حل مسايل مورد علاقه اش با پشتکارى نسبى کار مى کند. ׳

٣- تيپ مدرسه اى: ׳

کوشا بودن و پشتکارى براى گرفتن نمره هاى خوب درسى و کسب مدرک، ويژه گى برجسته اوست. ׳

اين تيپ کمتر مستقل و بيشتر زير نظر و با سرپرستى و مديريت ياد مى گيرد. او دوست دارد که موضوع توسط ديگرى برايش توضيح داده شود. او تلاش مى کند متن مورد ياد گيرى را هر چه دقيق تر مطابق آنچه هست، در ذهن خود ثبت نمايد تا در فرصت بعدى به بهترين وجهى باز دهى کند. ׳

در زمينه يادگيرى مشکل هايى دارد، به ويژه در موقعيت هايى که او يک راه حل مشخص و يگانه اى را براى حل مشکل نبيند. او با پشتکار قابل تحسين تلاش در رفع مشکل ها دارد، ولى در اين راه از عصبى بودن و نا آرامى برکنار نيست. ׳

۴- تيپ بى تفاوت: ׳

بيشتر از آنچه که بايد، ياد نمى گيرد. نسبت به موضوع ياد گيرى علاقه و يا بى علاقگى نشان نمى دهد و اگر چيزى ياد مى گيرد، توجه دارد که فقط همان اندازه لازم را درک نموده و ياد بگيرد. ׳

 مثلن براى اينکه مردود نشود و يا مورد آزار يا بى مهرى قرار نگيرد. ׳

 او تنها با فشار بيشتر مى تواند بهتر و تندتر ياد بگيرد. مشکل هاى يادگيرى براى او زياد هستند، ولى سبب بيدارى غرور او نمى شوند و براى همين است که احساس نا آرامى و رنجش درونى ندارد. ׳

 ۵- تيپ نا مطمين: ׳

ترس و تزلزل ويژه گى اين تيپ در رابطه با روند يادگيرى است. او به فشار معينى از بيرون نياز دارد. همواره بايد دليل يادگيرى را به او گوشزد نمود. وى بر اين باور است که در يادگيرى با مشکل روبرو خواهد شد و خيلى چيزها را نخواهد فهميد و از همين رو، خودش را به يادگيرى مهم ترين بخش مطلب محدود مى کند. او مشکل ها را به عنوان ناتوانى خودش ارزيابى مى کند و به همين دليل عصبى و نا آرام است. اين شخص به راه حل نيمه تمام بسنده مى کند و سرانجام، نقش منفى خودش را تاييد شده مى بيند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭