وظيفه ، تکليف ، بايا ﴿Pflicht ,duty﴾ ׳
تعهدى که انسان براى انجام دادن موردى بر عهده مى گيرد. ׳
کنش بر پايه هنجارها و در چارچوب قاعده ها و قراردادها. ׳
عنصر وظيفه دهنده، يا نيرويى است درونى ﴿وجدان﴾ و يا برونى ﴿هنجارها، قراردادها،...﴾ ׳
بنا بر نظر فيشته، تمام جهان سرشار از " ماده اى " بنام " وظيفه " است. ׳
در تعريف کلاسيک وظيفه، تنها به باورمندى و اجراى کامل آن اشاره شده است، ولى شرايط روانى، اجتماعى و امکانات موجود و ممکن براى پذيرش و انجام آن، مورد توجه نبوده است. ׳
در شرايط مناسب، وجود آگاهى، انگيزه هاى نيرومند، اشتايق و خشنودى، است که بالاترين موفقيت در راه انجام وظيفه فراهم مى شود. ׳
مفهوم وظيفه، در نوشتارهاى فلسفى، در بر گيرنده دو شکل ابژکتيو و سوبژکتيو کاربردى آن است: ׳
عينيت وجودى وظيفه ﴿و بديهى بودن آن﴾ در رفتارهاى عقلانى و طبيعى ريشه دارد. رواقيان در آموزش هاى خود، عينيت مندى وظيفه را در نگهدارى، تکامل و شکوفايى طبيعى انسان اعلام نمودند. اين زندگى طبيعى ﴿خردمندانه﴾ تنها در جمع ممکن است، پس وظيفه فردى در هم پيوندى و رعايت هنجارهاى اجتماعى است. ׳
در تئورى حقوق طبيعى، که از سوى ساموئل پوفندرف ﴿استاد آلمانى حقوق، ١۶٣٢ ١۶٩۴﴾ کامل تر شد، هر فرد انسانى موظف است تا آن جايى که در توان دارد، در جهت آشتى و همزيستى مسالمت آميز با ديگر انسان ها بکوشد. پوفندرف، وظيفه ها را به دو گونه کامل و ناکامل بخش بندى نمود: ׳
وظيفه هاى کامل مربوط به حفظ و شکوفايى هستى فردى و جمعى هستند و اجراى آنها مى تواند با اجبار و يا اعمال تحکم پى گيرى شود. اما وظيفه هاى ناکامل ﴿که همچنين در خدمت جمع هستند﴾ به طور اختيارى اجرا مى شوند. اين وظيفه ها وابسته به توانايى و استعداد يکايک افراد مى باشند. ׳
کانت، اعتبارمندى سوبژکتيو وظيفه در ارتباط با عينيت و انجام آن را بر پايه وجود اراده آزاد و قانون اخلاق دليل آورى مى کند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭