تئورى ، نظريه ﴿Theorie ,theory﴾ ׳

 

تئورى از ريشه يونانى به معنى ديدن، نظر کردن. ׳

توضيح پديده هاى منفرد و جداگانه در رابطه با پديده هاى کلى و بيان ارتباط مندى آنها با يکديگر. ׳

 از زمان افلاطون و ارسطو تا سده بيستم ﴿هوسرل، برخى از پوزيتيويست هاى منطقى﴾، جمع بندى هاى تئوريک را از عمل جدا دانسته اند ﴿رابطه تئورى و عمل﴾، در حالى که مارکس، نيچه، هايدگر، هورک هايمر، آدورنو و هابرماس بر اين هستند که هر تئورى در وابستگى با عمل بوده و برآمده از آن است. ׳

 افلاطون، ارسطو و شلينگ، تئورى را بدليل ارتباط آن با غريزه آگاه ﴿شهود، اينتويى سيون﴾ و تفکر مجرد روسن فکرانه، در جايگاه بالايى از شناخت قرار داده اند. دکارت و اسپينوزا هم، غريزه آگاه و درک شهودى را از بيان قياسى و استنتاجى واقعيت برتر مى شمردند. ׳

 

 در برداشت هاى امروزى، تئورى را به عنوان يک سيستم قياسى در نظر مى گيرند که از تعريف ها، گزاره ها، نتيجه گيرى ها و قضيه ها تشکيل شده است. تئورى، اعتبار و درستى خود را از طريق تجربى و يا منطقى به نمايش مى گذارد. البته، در " تئورى علمى" به وجه قياسى تئورى بيشتر اهميت داده مى شود. ׳

 از يک تئورى، بطور نسبى، اين انتظار مى رود که اثبات شدنى باشد. اثبات پذيرى، شرطى است که تفاوت تئورى و فرضيه ﴿هيپوتز﴾ را نشان مى دهد. تئورى برخلاف فرضيه قابليت اثبات شدگى دارد. ׳

 اين انتظار از سوى پوزيتيويست هاى منطقى مورد تاکيد ويژه اى قرار گرفته است. يعنى، تنها تئورى هايى که درستى و اعتبار آنها کاملن اثبات شده باشد، مورد پذيرش هستند. ׳

 

 کارل پوپر، اما، براى درستى و اعتبار يک تئورى چنين انتظارها و پيش شرط هايى را بر مى شمارد: ׳

 

تئورى بايد ابطال پذير و رد شدنى باشد و نه اثبات شدنى. ׳

 تئورى مورد نظر بايد نسبت به تئورى هاى رقيب، مشکل هاى بيشترى را حل نموده و آنها را بهتر يا بيشتر پاسخگو باشد. ׳

تئورى بايد آزمودنى و نقد پذير باشد. ׳

 

 يکى از پرسش هاى کهن فلسفى در رابطه با تئورى اين بوده است که آيا مى توان تئورى ساخت و يافت که همه ى سيستم فلسفى - علمى را در خود گنجانده و تمام هستى را در قالب خود بيان نمايد ؟

 فلسفه سنتى از افلاطون تا هگل در تلاش براى پيدا کردن چنين تئورى عالم گيرى بود. ׳

براى بسيارى از فيلسوفان دوران جديد، اين خواستى است ساده انگارانه و ناشدنى، چرا که تئورى مى تواند فقط بخشى از واقعيت و تنها جنبه اى از آن را بيان نمايد، براى نمونه: از سويى تئورى کوانتوم و از سوى ديگر تئورى نسبيت. ׳

 

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭