تکنيک ، فن ، شگرد ﴿Technik ,technic﴾ ׳

 

از ريشه يونانى techne به معنى توانايى هنرى، کاردستى. ׳

 

- کنش از نظر ارسطو داراى دو شکل پراکسيس و تکنيک است: ׳

 

 پراکسيس﴿praxis﴾، که منظور و مقصود خود را در خود و همراه خود دارد ﴿حامل مقصود خود است﴾. ׳

 

تکنيک ﴿techne﴾، که همواره در خدمت منظور و مقصود ديگرى بوده و تنها يک ابزار است. ׳

 

- پيشرفت هاى بشر در زمينه ابزارسازى که به ويژه از سده هيژدهم ميلادى رو به گسترش هر چه بيشترى نهاده است، سبب طرح تئورى هاى اجتماعى فلسفى در باب صنعت شده است. ׳

 بسيارى از فيلسوفان روشن گرى فرانسه و بعدن سوسياليست هاى تخيلى، شکوفايى جامعه را تنها با اتکاى به رشد و تکامل تکنيک ممکن مى دانستند. برخى هم، مانند روسو، نظرى بدبينانه ندبت به گسترش فزون يابنده تکنيک و فن آورى داشته و آن را خراب کننده و آشفته گر اخلاق جامعه انسانى ارزيابى مى کردند. روشن فکران سده هفدهم و هژدهم تفاوت ميان دانش و تکنيک را هنوز نياموخته بودند. ׳

- از نظر مارکس، تکنيک از سويى ابزارى است براى رهايى، چرا که هم از سختى و هم از مدت زمان کار مى کاهد. او در کتاب خود بنام سرمايه ﴿کاپيتال﴾ از جامعه آرمانى ياد مى کند که انسان به واسطه خودکار- گرى ﴿اتوماتيزاسيون﴾ کامل روند توليد، به جاى کار به بازى مى پردازد. ׳

 مارکس از سوى ديگر، نقش تکنيک موجود را در خدمت استثمار انسان از انسان مى بيند: ׳

 تکنيک به منظور حداکثر سود، بيشترين بدبختى را نصيب کارگران کرده است. ׳

البته، کارل مارکس در مجموع، ديدگاهى خوش بينانه نسبت به تکنيک دارد: ׳

 تکامل نيروهاى مولد از چهارچوب مناسبات سرمايه دارى به بيرون جهيده و امکان تحقق جامعه سوسياليستى را فراهم مى نمايد. ׳

 - جانبداران ارتودوکس ماترياليسم ديالکتيک سده بيستم، جنبه خوش بينانه نظريه مارکس را برجسته نموده و به ويژه فن آورى خودبردار ﴿سيبرنتيک﴾ را يک انقلاب بزرگ علمى فنى مى دانستند. ׳

 - مطابق نظر هربرت مارکوزه و ارنست بلوخ، جامعه هاى صنعتى مدرن بايد بطور راديکال دگرگون شده و با استفاده از تکنيک هاى جايگزين، از تسلط و تجاوز به طبيعت دورى جويند. ׳

- بر پايه نظر مارتين هايدگر، تکنيک گونه ويژه اى از " بودن" است که آن را گشتل ﴿Gestell﴾ مى نامد. ويژه نماى تکنيک ﴿گشتل﴾ در فشرده نمودن و کوتاه کردن جهان است. براى مثال، ناديده گرفتن جنبه هاى استتيک پديده ها: درياچه اى آرام در جنگل، فقط يک مخزن آب است و درختانى که بر گرد آن سبز شده اند، تنها چوب هاى قابل استفاده مى باشند. ׳

نويسندگانى چون " دساورس" در پژوهش هاى خود به اين نکته اشاره نموده اند که هنگامى که يک مهندس يا فن شناس به مناسب ترين راه حل براى يک مشکل مى رسد، متوجه مى گردد که او چيز جديدى را اختراع نکرده و فقط راه تحقق ايده اى را که از پيش وجود داشته، کشف نموده است. ׳

 - انديشمندان دوران کنونى همراه موضع کاملن انتقادى در برابر تکنيک، علاقه ويژه اى به روش شناسى علوم فنى نشان داده اند و به تفاوت هاى موجود ميان دانش محض و تکنيک مى پردازند. ׳

 همچنين اونتولوژى چيزهاى ساخت بشر و اصول فردگرانى ﴿individuation﴾ حاکم بر آنها را مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭