شهودباورى اخلاقى ، شهودباورى متااتيکى ﴿ethical intuitionism﴾ ׳

 

برخلاف ناتوراليسم اخلاقى، شهود باورى اخلاقى بر اين است که واقعيت هاى اخلاقى از طريق مشاهده مستقيم شناخته مى شوند ﴿ شهود منبع شناخت است﴾. ׳

گفته ها و پديده هاى اخلاقى را نمى توان از گفته ها و پديده هاى نامربوط به اخلاق نتيجه گرفت و يا با مراجعه به آنها مورد شناسايى قرار داد. ׳

مثلن به اين گفته توجه کنيم" : يارى به دوستى که نياز به کمک دارد، خوب است". ׳

 براى شهودباوران، اين گفته بطور کيفى با گفته هاى ديگر متفاوت است. يعنى اگر بگوييم کمک به دوستان به نفع خود ماست و يا خداعسندانه است و يا ... در هر حال نمى توانيم بار اخلاقى واقعى آن را بيان کرده باشيم. اخلاق شهودباورانه بر اين نکته تاکيد و تکيه مى کند که داورى هاى بنيانى اخلاقى تنها در شناخت مستقيم و بى واسطه ما ريشه دارند و بر اين پايه اثبات پذير و دليل مند هستند. ׳

بنابر اين، هر گاه دو نفر در يک امر اخلاقى به توافق نرسند، حتا اگر در تمام موارد و جنبه هاى نامربوط به اخلاق با يکديگر هم عقيده باشند، هرگز نمى توانند در يک گفتمان به همگرايى برسند، مگر اينکه دوباره آن بنيان اخلاقى را بررسى نموده و به توافقى دست يابند و اين تنها سفارشى است که مى توان و بايد به آن دو نفر نمود. ׳

 هر چند اخلاق شهودباورانه از شناخت اخلاقى بحث مى کند، ولى براى چگونگى و امکان کنترل اين شناخت هيچ دليل و برهانى را بيان نمى دارد. از همين روست که شهودباورى اخلاقى در دوران ما داراى جانبداران زيادى نيست. ׳

مهم ترين نمايندگان اين جريان فکرى در فلسفه اخلاق دوران کنونى: ׳

Price ,Butler ,Reid ,Sidgwick ,Scheler ,Hartmann ,Moore

شهودباورى بعنوان تئورى اخلاقى که اطاعت و تابعيت از قانون هاى اخلاقى را لازم مى داند، در برابر فايده باورى و اخلاق فرجام شناسانه قرار مى گيرد ﴿Pichard ,Ross﴾، که البته امروزه اين برداشت از شهودباورى ديگر معمول نيست و بجاى آن از اخلاق وظيفه شناسى استفاده مى شود. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭