شر ، بدى ﴿Boese ,evil﴾ ׳
بدى مفهومى است که ضد نيکى بوده و در برابر آن قرار مى گيرد. ׳
در متافيزيک، بدى را داراى واقعيت وجودى ندانسته و به اين مفهوم به دو گونه برخورد مى شود: ׳
از سويى، نگرش دوگانه انگارانه ﴿دوآليستى﴾ است که بدى و نيکى را در جدايى و تضاد کامل با يکديگر مى بيند و از سوى ديگر، ديدگاه يگانه انگارانه ﴿مونيستى﴾ است که تنها به نيکى اصالت داده و بدى را انگاشت و يا فرآورده خود انسان مى داند. ׳
در اخلاق، بدى و خوبى داراى بار مذهبى و عقيدتى شده و به هنجارها وابستگى مى يابند. بدى از اراده بد ناشى مى شود. اراده بد، معمولن به بدى خود اعتراف نموده و اجراى آن را لازم مى داند. ׳
اينکه با وجود خدا ﴿آفريننده مطلق﴾، بدى و شر هم در هستى بسر مى برد، موضوعى است که در يزدان شناسى به گونه اى نسبى گرايانه توضيح مى يابد: ׳
بدى تاوان آزادى روح انسانى است و نتيجه رفتارهاى گناه کارانه خود او مى باشد و اراده خداوندى از آن بدور است. نگرش هايى که وجود بدى را صرفن برپايه داده هاى زيستمانى توضيح مى دهند ﴿مانند رفتارشناسى کنراد لورنس﴾، روشن نمى کنند که چرا بايد انسان نسبت به اراده بد خود، مسئول باشد. ׳
بدى نيست و نابود مى شود، چرا که داراى تناقض درونى است و راهى جز تلاشى خود ندارد ﴿کانت﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭