سرنوشت ، تقدير ﴿destiny ,Schicksal﴾ ׳
تمامى شرايط و رويدادهايى که در درون يا بيرون ما جريان يافته و زاييده کنش هاى ما نباشند. ׳
کنش هاى انسانى وابسته به موقعيت ها و شرايطى هستند که از پيش وجود داشته و نقش زيمنه ساز رفتارهاى انسانى را ايفا مى کنند. در اين رابطه، هايدگر از پرتاب شدن موجود انسانى به دنيا سخن مى راند، دنيايى که پيش شرط تحقق و تکامل موجود انسانى است. طبيعت برون ﴿محيط زيست،...﴾ ׳
و طبيعت درون ﴿جنس، ساختمان و چگونگى پيکربندى، ...﴾ و همچنين شرايط اجتماعى ﴿سياسى، فرهنگى، اقتصادى، ...﴾ مى توانند نقش مثبت و يارى دهنده داشته و يا در همان حال خطرى براى فرد انسانى باشند، انسانى که در آن چارجوب متولد شده، دوران بلوغ و سالخوردگى خود را تجربه مى کند. ׳
پرسش اصلى در رابطه با سرنوشت، در مجموع، در چگونگى برخورد انسان با آن است. ׳
پاسخ هاى فلسفى هم طيف گسترده اى را در بر مى گيرند: از جبريون ﴿مانى، اسلام﴾ تا اختياريون
﴿مارکس، هگل، کنستروکتيويسم﴾. ׳
از سويى، جايگاه انسان هم در اين شرايط از پيش فراهم شده ﴿سرنوشت ساخته﴾ به ديده هاى گوناگونى نگريسته مى شود: انسان بعنوان اشرف مخلوقات ﴿فلسفه اخلاق، يهوديت، مسيحيت، اسلام﴾، انسان بعنوان موجودى اتفاقى ﴿ماترياليسم﴾، انسان داراى نيازهاى کور ﴿فلسفه زندگى﴾، .... ׳
موضوع پذيرش سرنوشت، از سرنوشت باورى ﴿فاتاليسم﴾ تا بى اعتناعى کامل و سطحى به آن را شامل مى شود. از نظر فلسفى، مفهوم سرنوشت بيشتر در رابطه با ارزيابى عملى بودن و امکان داشتن کنش هاى انسانى، نسبت به شرايط و امکانات، فهميده مى شود. ׳
تاريخ تکامل انسان و مجموعه هاى انسانى گوياى اين واقعيت است که انسان با بهره ورى از اراده آزاد و خرد فراسويانه خويش، تنها در صدد تغيير شرايط برنيامده، بلکه براستى آن شرايط را هم دگرگون نموده و سرنوشت خود و تمام هستى را بازنويسى مى کند. ׳
در اين گذرگاه، انسان ها براى پيش روى خود به احساس مسئوليت سنگين و احترام به مرز توانايى ها و شناخت هاى موجود وابسته اند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭