سببيت ، عليت ﴿causality﴾ ׳
رابطه قانون مند ميان سبب ﴿علت﴾ و نتيجه ﴿معلول﴾ را سببيت يا عليت مى نامند. ׳
هر گونه رويدادى در هستى داراى علت و يا علت هايى است که خود نيز سبب پديد آمدن رويداد ديگرى شده و علت آن بشمار مى رود. بدون علت، هيچ چيزى در جهان ممکن نبوده و بوجود نمى آيد. رابطه هاى علت و معلولى را مى توان در زمان جستجو نمود که از گذشته آغاز شده ، اکنون جريان داشته و تا آينده ادامه مى يابد. ׳
در زنجيره علت و معلولى به چگونگى و شرايط ايجاد اثر توجه مى شود. براى نمونه: باروت خشک ﴿وضع، چگونگى﴾ داراى ترکيب مشخص ﴿شرط لازم﴾، با يک ضربه ﴿عامل﴾ منفجر شده و آتش مى گيرد ﴿اثر﴾. ׳
رابطه علت و معلولى، شکل کليت بخشى تجربه هاست. هر چيزى که بوجود مى آيد، دليل و علتى دارد. مشکل اينجاست که هر چيزى که از نظر زمانى کهن تر باشد، بعنوان علت و يا عامل فهميده مى شود. ׳
در تاريخ فلسفه، رابطه علت و معلولى براى نخستين بار از سوى دمکريت فرمول بندى شد و بسيار مورد توجه رواقيون واپيکور قرار داشت. بعدن، توضيح دقيق و عينى آن توسط امپيريست ها انجام گرفت. ׳
هيوم، رابطه هاى علت و معلولى را بر بنيان تداعى ها و عادت هاى انسانى مى بيند. ׳
کانت، قانون عمومى علت و معلولى را پيش اندرانه دانسته و آن را تنها در حوزه تجربه داراى اعتبار مى شناسد. ׳
شوپنهاور، علت يا سبب را بر سه نوع مى داند: علت به معنى واقعى ﴿در دنياى غيرآلى﴾، علت به معنى محرک ﴿در موجودات زنده﴾، علت به معنى انگيزه ﴿در کنش هاى موجود آگاه﴾. ׳
پوزيتيويسم ﴿کنت، آوناريس، ماخ، ...﴾، مفهوم سببيت را با وابستگى هاى کارکردى جاى گزين کردند ﴿بازبستگى هاى سببى﴾. ׳
اينکه مى توان همه چيز را بر اساس رابطه هاى علت و معلولى محض توضيح داد، به عنوان يک جهان بينى در سده نوزدهم اروپا سر برآورد، که البته ديدگاهى مکانيکى بوده و رقيب متافيزيک
بشمار مى رفت: سببيت قانون اساسى طبيعت اعلام شد که پيشرفت هاى فنى هم آن را تاييد مى کرند. بر پايه اين نگرش، با شناخت قانون هاى علت و معلولى مى توان بر طبيعت چيره گشت و آن را کنترل نمود، در غير اين صورت بايد فقط منتظر باشيم و نگاه کنيم که چه خواهد شد. ׳
در هستى شناسى مدرن، سببيت را بعنوان يک مقوله مى دانند که آن بخش از نظم جبرى هستى را شکل مى دهد. ׳
در فيزيک مدرن، بويژه در دنياى بى نهايت کوچک، نمى توان رابطه هاى علت و معلولى را اثبات نمود و از آنجا که هيچ گونه يقينى در دست نيست، بحث وجودى و اعتبار قانون هاى علت و معلولى را باز و بدون نتيجه گذاشته اند. ׳
سببيت بعنوان يک فرضيه معتبر در اصل يابنده ﴿heuristic principle﴾ و اصل پيشايندى بکار مى رود. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭