روشنفکر ﴿intellectual﴾ ׳

 

 کوشندگان، جلوداران و يا رهبران روحى و فکرى يک جامعه را روشن فکران آن جامعه مى نامند. ׳

 زبان زد ﴿اصطلاح﴾ روشنفکر از دوران اومانيسم و به منظور مرزبندى با قشر روحانيون ﴿که تا آن زمان رهبرى روحى جامعه را در دست داشتند﴾ وارد ادبيات جهانى شد. ׳

روشن فکران گروهى اجتماعى هستند بدون پيش داورى، کوشا براى يادگيرى و بالا بردن سطح توانايى هاى روحى خود، داراى بيشترين تحرک روحى. ׳

 رفتارهاى روشنفکران، در همسنجى با رفتارهاى ساير مردم، داراى تفاوت هاى اصولى است. پيش بينى کنش هاى روشنفکرانه بسيار دشوار بوده و بر اين گروه نمى توان به راحتى فرمان راند. روشنفکران هر چند که بيشتر از هر گروه اجتماعى ديگرى، در برابر خطرها و آزارهاى جدى سياسى قرار دارند، ولى از ثبات کمترى برخوردار بوده و نيروى غريزى آنها برجسته نيست. ׳

 تمام حکومت هاى ارتجاعى و غير دمکراتيک، هميشه و همواره با روشنفکران دشمنى نموده و به آنها کينه ورزيده اند، امرى که دليل ﴿علت﴾ ارتجاعى بودن و دليل ﴿عامل﴾ فروپاشى آن حکومت هاست. ׳

 

واژه intellect به معنى نيروى فهم و درک است که کارکردهاى روحى همچون انتزاع، کنجکاوى، مفهوم سازى، داورى، .. را در بر مى گيرد و گوياى امکان شناخت از طريق دريافت هاى حسى، همراه ديد انتقادى به شناخت هاى موجود مى باشد. چگونگى رابطه ميان اينتلکت و اراده از پرسش هاى مطرح در سده هاى ميانى بود. در حالى که توماس فون آکوين ﴿اکوييناس﴾، اينتلکت را برتر مى دانست، براى اسکات و اوکهام، اراده در مرتبه بالاترى جاى داشت. امروزه بيشتر فيلسوفان بر اين نظر هستند که هم اراده و هم اينتلکت وابسته و زير تاثير حالت هاى احساسى مى باشند، ولى چون اينتلکت به دنياى روحى تعلق دارد، بايد آن را برتر شمرد ﴿اراده، بيشتر خاستگاه روانى دارد و نه روحى﴾. ׳

 

  انديشه ورزى يا اينتلکتوآليسم ﴿intellectualysm﴾ به مجموعه کنش ها و جهت گيرى هاى نظرى و عملى روشن فکران گفته مى شود که بيشتر داراى بار منفى و نکوهنده است، چرا که چشمان خود را بر ارزش ها بسته و تنها به بيان روشن فکرانه ﴿هر چند انتقادى﴾ بسنده مى کنند. ويژه گى هاى انتلکتوآليست ها: پاى بندى به راسيوناليسم در تئورى، مخالفت با هيجان ها و احساس ها در اخلاق، جبهه گيرى در برابر اراده گرايى و جانبدارى از جبر گرايى. ׳

 اختيار باورى ﴿voluntarism﴾ و فلسفه زندگى در برابر انتلکتوآليسم قرار دارند. استفاده از مفهوم انتلکتوآليسم در دوران کنونى بيشتر جنبه پولميک دارد. ׳

﴿ پولميک polemic از واژه يونانى polemos به معنى فن بحث و جدل، جنگ لفظى﴾. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭