اصلاح ، رفورم
نظرى کوتاه به روانشناسى رفورم: ׳
رفورم سياسى اجتماعى به مفهوم بهبود مناسبات از طريق بازسازى و دگرسازى برنامه ريزى شده، در مرتبه نخست، امرى است مربوط به سياست گزارى هاى کلان ﴿ماکروپوليتيک﴾ که سازمان و ساختار يک مجموعه مشخص را در بر مى گيرد و در اين رابطه به اهداف، ساختارها، چگونگى جريان امور، منابع مادى و معنوى و غيره دقيق مى شود. ׳
در مورد رفورم در زمينه هاى اجتماعى بايد براى اين پرسش ها پاسخ روشنى يافت: ׳
1 آيا افراد شرکت کننده در رفورم، با تمام ضعف ها و توانايى هاى خود، مى توانند در سيستم اصلاح شده بعدى جايى داشته باشند ؟ کجا و چگونه ؟
پاسخ به اين پرسش بسيار حساس است، چرا که انسان هايى که حامل و عامل دگرگونى ها هستند، بايد در سيستمى ديگر، قابليت هاى جديد و البته بيشترى را نشان بدهند. ׳
بنابر اين افرادى که دست به رفورم مى زنند بايد بطور ابژکتيو داراى توانايى انجام وظيفه در شرايط دگرگون شده را دارا باشند. پس، انگيزه اين افراد نقش تعيين کننده اى ايفا مى کند. ׳
2 مخالفت با وضع موجود کافى نيست. بايد با نشان دادن و طرح سيستم جديد، ديد که آيا افراد با آن هستند يا نه، موفقيت رفورم درگرو پذيرش سيستم جيداز سوى افراد است. باز هم با عنصر انگيزه هاى موافقکنشگران، بعنوان يک پيش شرط، روبرو هستيم. ׳
وجود کادرهاى زبده و آينده نگر، که انگيزه هاى نيرومندى براى انجام دگرگونى داشته باشند، شرط لازم پيشبرد موفقيت آميز امر اصلاح است. اين افراد بايد بتوانند در شرايط کاملن جديد جهت گيرى نموده و با خلاقيت هاى خود رفورم را ادامه دهند. ׳
اينکه اعلام رفورم مساوى آمادگى براى انجام آن است، بنا بر تجربه جهانى، يک وهم و خيالى بيش نيست. ׳
اصلاحات يک پروژه و طرح نو است و هر اندازه که نوتر باشد، عدم اطمينان و ناراحتى بيشترى را ايجاد مى کند. حتا برخى از افراد و گروهها آنرا بعنوان يک خطر مى بينند. ׳
از بين رفتن سرچشمه ها و منابع مالى افراد، بزرگترين مانع براى انجام و يا همبستگى آنها با اصلاحات است. ׳
بسيار مهم است که اصلاح طلبان هرگز نبايد وعده هاى دروغ بدهند. چنين قول و قرارهايى چيزى جز خرابکارى در روند اصلاحات نيست. ׳
بايد واقعيت را بيان نموده و در همان حال انگيزه هاى معنوى افراد را تقويت کرد. ׳
واکنش احتمالى افراد و گروهها نسبت به اصلاحات: ׳
الف﴾ نگرانى سوبژکتيو، احساس خطر و ناراحتى از اينکه آنها " قربانى" شوند. ׳
ب﴾ احساس نا امنى نسبت به شرايط در پيش. اگر نيروى اصلاحات به اندازه اى باشد که آنرا اکنونيت ويژه اى داده باشد، اين گروه از افراد دست به اقدامات کينه جويانه مى زنند. ׳
ج﴾ گيجى و سر در گمى براى جهت گيرى در وضعيت در پيش . ׳
د﴾ ترس از آينده. ترس از انتقام گيرى نيروى مخالف و گسترش نا امنى اجتماعى. ׳
واکنش هاى روانى افراد و گروه هاى فعال ﴿عاملين رفورم﴾: ׳
اين گروه داراى منافع مشخصى در اصلاحات بوده و يا با اهداف رفورم همسويى دارند و آماده اند که نقش فعالى را بر عهده بگيرند. نارضايتى اين افراد از وضع موجود داراى شدت و ضعف متفاوتى است. خطر اينجاست که تشديد درجه نارضايتى غير قابل کنترل بوده و از مسير سازندگى خارج شود. کنش گران اجتماعى بايد در هر لحظه به اين امر آگاه بوده و آنرا مهار کنند، چرا که نيروى مهار شده داراى تاثير گزارى هدف مند بيشترى است. افراد شرکت کننده در اصلاحات بايد اطمينان يابند که رفتار و کنش آنها تاثير گزار است. بزرگترين خطر تهديد کننده رفورم يک نام دارد: نا اميدى. ׳
واکنش هاى روانى افراد و گروههاى منفعل و بى تفاوت: ׳
اين گروه براى خود منافع مستقيمى در اصلاحات نمى بيند، ولى پيروزى احتمالى آنرا نيز بر عليه خود ارزيابى نمى کند. ׳
اين افراد و گروهها نقش ناظر را دارند که به رويدادها مى نگرند و تنها هنگامى که مجبور شوند پا به ميدان مى گذارند. بسيارى از اين افراد بر اين هستند که " رفورم در هر حال نشدنى است" و يا " نمى توان کارى کرد" . اين گروه، از نظر معنوى، نقش ترمز در اصلاحات را دارند و تا حدود زيادى نيروى جناح " پيروزمند" مى باشند. ׳
واکنش هاى روانى افراد و گروههاى مخالف اصلاحات: ׳
گروه مخالف رفورم ﴿محافظه کاران﴾ ممکن است فعال و يا خرابکاران مخفى باشند. ׳
بخشى از افراد اين گروه به خوبى مى دانند که پيروزى اصلاحات به معنى از دست دادن امتيازهاى آنها مى شود. اين گروه دشمن پيگير اصلاحات است و از همه توان و امکانات خود بر عليه اصلاحات استفاده مى کند ﴿چوب لاى چرخ گذاشتن، اعتراض، دسيسه، ترور، جنگ !﴾. برخى از افراد مخالف به اين دليل که فرماندهان آنها اصلاح طلب هستند، از دشمنى آشکار دست برداشته و حتا ممکن است خاموش شوند. ׳
هر جنبش و اقدام اصلاح طلبانه، در هر سطحى، براى جلوگيرى از توقف يا نابودى خود، بايد نه تنها به اهداف، تکوين امور و ابزارها، بلکه به افراد و روانشناسى آنها نيز توجه داشته باشد. هر گونه اى از رفورم، به اجبار، در برابر افراد يا گروههايى قرار مى گيرد. رفورميست براى رسيدن به پيروزى بايد به خود باور داشته و بر ترس و دودلى هاى خود غلبه نمايد. خطر بزرگى که هر اصلاح طلبى را تهديد جدى مى کند ترس و نا اميدى نام دارد. اين يک توهم خطرناک است که امور بخودى خود پيش مى روند و نيازى به تلاش، روشنگرى و سازمان دهى نيست!! اهداف رفورم و تئورى رفورم تنها و تنها با عزم راسخ رفورميست ها معنى مى يابد. بدون تلاش جانانه تک تک رفورميست ها، خبر و اثرى از رفورم نخواهد بود. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭