روند رشد اخلاقى ﴿Moralentwicklung ,moral development﴾ ׳
مفهومى در پداگوژى و روان شناسى که نشان دهنده گذار عينى و نفى ديالکتيکى مرحله هاى پى در پى شکل گيرى و تکوين کمى و کيفى اخلاق انسانى است. مفهوم رشد اخلاقى، روندى تکامل يابنده از ابتدايى به پيشرفته است که مى تواند هم يک فرد جداگانه و هم تمامى جامعه را مورد نظر داشته باشد. ׳
در سده هفدهم و هژدهم ميلادى، روشن فکران بدنبال تبيين مفهوم " پيشرفت"، از انگاره هاى دگماتيک دينى فاصله گرفته و با روى کردهاى تاريخى فلسفى در صدد تجزيه و تحليل موضوع برآمدند. در دوران روشن گرى اروپا بستر و زمينه هاى لازم براى چنين توانايى هايى فراهم مى شد. ׳
در حالى که " کوندروسه" و " تورگو" پيشرفت را امرى قطع نشدنى و مداوم مى دانستند، ديدرو، روسو، کانت و هگل آن را روندى پر پيچ و خم ارزيابى مى کردند که به آرامى و در زمانى دراز شکوفا مى گردد. ׳
روند رشد اخلاقى، مطابق آموزش هاى مارکس و انگلس، و بر خلاف نظر زيست شناسى برآيشى ﴿تکاملى﴾ مطرح در سده نوزدهم، روندى تمامن تاريخى اجتماعى و تابعى از امکان ها و داده هاى يک جامعه مشخص است. در مرحله گذار جامعه نخستين و شکل گيرى دولت شهرهاى باستانى، فرد هنوز بخش ناپيدا و خاموش جماعت بوده و دشمنى و خشم نسبت به بيگانگان و غير خودى ها يک هنجار بايسته و شايسته بشمار مى رفته است. با تکامل جامعه، فرد با بعد جديدى از اخلاق آشنا مى شود: مرحله رهايى از چنبره وابستگى هاى خونى و قبيله اى و تکيه به نيروى خود. ׳
در ادبيات مارکسيستى از " ماده اخلاقى" و نفى وجودى آن سخن رفته است. به اين معنى که انسان داراى نطفه يا جوانه اى اخلاقى از پيش تعيين شده اى نيست، که بعدن در سير تکوين فردى به شکوفايى برسد. بلکه تنها امکان ها و نيازهاى واقعن موجود اجتماعى هستند که تعيين گر رفتارها و جهت گيرى هاى اخلاقى مى باشند. ׳
در روان شناسى مدرن به جنبه هاى گوناگون رشد اخلاقى توجه شده است ﴿ از نظر آنتروپولوژى، مکانيسم هاى روانى، فنومنولوژى، روى کردهاى روان کاوانه، ساختارگرايانه، ...﴾: ׳
روان شناسى اخلاق با استفاده از متدهاى ويژه قلمرو خود، دستاوردهاى گوناگونى داشته است که در دوران کنونى مورد استفاده هاى درمانى و آموزش و پرورشى فراوانى دارد. ׳
زيگموند فرويد و باندورا، در تئورى خود به اين نکته توجه مى کنند که کودک هنجارهاى اجتماعى را از طريق خانواده خود دريافت نموده و مى پذيرد. اما پذيرش آزادانه هنجارها و قبول وظيفه ها موبوعى است که در اين تئورى هاى مورد بررسى قرار گرفته است: ׳
- پياژه در سال ١٩٣۵ در تئورى ساختارى ژنيتيکى روند رشد اخلاقى، دو مرحله را در ارتباط با رشد و تکامل داورى اخلاقى در نظر مى گيرد. او به اين دو مرحله از راه بازسازى هاى هرمنوتيکى گفتگوهاى خود با کودکان رسيده است. کودکان در برابر مشکل هاى اخلاقى گوناگون، رفتارهاى متفاوتى نشان داده و دليل آورى هاى مختلفى داشته اند. در مرحله نخست، کودک فرمان بردار و دگرسالار ﴿هترونوم﴾ است. پيامدگرايى، خودخواهى و در همان حال اطاعت از حاکم و قاعده هاى او، ويژه نماى اين مرحله است. بر پايه نيازهاى انتولوژيک و داده هاى تاريخى اجتماعى و محيط زيستى است که کودک مجبور به عبور از اين مرحله بوده و به مرحله خودمختارى اخلاقى وارد مى شود. او اکنون به چند وجهى بودن رابطه هاى موجود پى برده و با سيستم هاى متفاوت ارزش گزارى برخورد مى کند. ׳
- کهل برگ از سال ١٩۵٨ در بررسى هاى خود به مرحله هاى تکامل اخلاقى يک فرد انسانى دقيق مى شود. او با تکيه به آموزش هاى ژان پياژه، يک مدل چند مرحله اى را براى تکامل نيروى داورى اخلاقى فرد مطرح مى نمايد. کوهلبرگ رفتارهاى اخلاقى در شرايط دو دلى ها و برهان هاى دو وجهى را به پرسش مى گيرد ﴿متلن اگر مهرداد از بيمارى سرطان رنج ببرد، آيا مهرنوش، همسر او، بدليل نادارى و ناتوانى در پرداخت پول، اجازه دارد داروى بسيار لازم ضد سرطان براى درمان مهرداد را بدزدد يا نه﴾. ׳
تجزيه و تحليل داورى هاى اخلاقى، کوهلبرگ را به اين مدل رهنمون شد. مدل او داراى سه سطح است و هر سطح از دو مرحله تشکيل يافته است که فرد بطور منطقى و بى بازگشت از آنها عبور مى کند ﴿البته احتمال اختلال در هر مرحله وجود دارد، ولى برگشت به مرحله پيشين، نه﴾. ׳
اين مرحله ها جهان شمول بوده و ربطى به فرهنگ بومى ندارند ولى در وابستگى به سن و سال فرد است: ׳
سطح پيش سنتى : فرمان برى و اطاعت از مقام بالاتر. ׳
مرحله يک : درست چيزى است که به من گفته شده و همان است که من آموخته ام. ׳
مرحله دو : درست و اخلاقى مساوى منافع شخصى من است. ׳
سطح سنتى : مقبوليت اجتماعى و رسميت يافتن شخص من در جمع. ׳
مرحله سه : درست و اخلاقى يعنى برآوردن انتظارها و توقع هاى ديگران. ׳
مرحله چهار : درست و اخلاقى يعنى تابعيت از قانون و انجام وظيفه. ׳
سطح پسا سنتى : جانبدارى از اصول جهان شمول اخلاق ﴿ منشور حقوق بشر﴾. ׳
مرحله پنج : درست و اخلاقى يعنى پاى بندى به قراردادها و افزايش خوبى ها براى اکثريت افراد. ׳
مرحله شش : درست و اخلاقى يعنى پذيرش آزادانه اصول اخلاق و رعايت آنها. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭