راسيوناليسم ، عقل باورى ﴿rationalism﴾ ׳

 

 راسيوناليسم جريان فلسفى است که نقش خرد را تعيين کننده يافته و به آن اهميت ويژه اى مى دهد. بدليل گوناگونى در تعريف مفهوم خرد، برداشت هاى کاملن متفاوتى از راسيوناليسم وجود دارد. ׳

 در مذهب و يزدان شناسى، مى توان راسيوناليسم را در برابر وحى و عرفان دانست. ׳

براى يزدان شناس هاى راسيوناليست، خرد نسبت به وحى آسمانى داراى جايگاه برترى بوده و در شکل انسانى يا خدايى خود، آفريننده ى خلاق و فراى جهان ماده و مستقل از تجربه است. ׳

 در زمينه نوشتارهاى انسان شناسى، راسيوناليسم در برابر احساس و هيجان بکار رفته است. ׳

در فلسفه اخلاق، راسيوناليسم را با مفهوم انديشه ورى ﴿intellectualism﴾ همسنگ دانسته اند و دانش و آگاهى را بر احساس و هيجان برتر شمرده اند. در تئورى شناخت، راسيوناليسم در برابر حس باورى ﴿sensualism﴾ و امپيريسم قرار گرفته و سرچشمه دانش و دانايى را در خرد ﴿و نه حس﴾ مى دانند. ׳

سده هاى هفدهم و هژدهم ميلادى در اروپا، دوران شکوفايى فلسفه راسيوناليستى در قالب سيستم هاى فکرى دکارت، اسپينوزا، ولف، لايبنيتس بود که به دوران راسيوناليسم مشهور است. ׳

ويژگى هاى اين دوران را مى توان چنين بر شمرد: اعتقاد به شناخت مستقل از تجربه ﴿a priori﴾، جهت گيرى و تمايل به رياضيات براى توضيح و پژوهش پديده ها و بويژه استفاده از روش هاى هندسى، بنياد انگارانه ﴿axiomatic﴾ و قياسى ﴿deductive﴾. ׳

 کانت نگرش هاى تک بعدى امپيريسم و راسيوناليسم را باز نموده و نقد مى کند. ׳

ادامه کشمکش هاى امپيريستى و راسيوناليستى دوران ما، خود را در تئورى راسيوناليستى کسب زبان از سوى آورام نوام چومسکى ﴿Chomsky﴾ نشان مى دهد که مورد انتقاد شديد امپيريست ها واقع شده است. ׳

 

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭