نوميناليسم ، نام انگارى ﴿nominalism﴾ ׳
نوميناليسم از ريشه لاتين nomen به معنى نام، اسم. ׳
بر پايه اين ديدگاه فلسفى، مفهوم هاى کلى و دامن گستر ﴿يونيورسال﴾ تنها در ذهن وجود دارند و در خارج از آن واقعيت ندارند. ׳
مفهوم ها تنها و تنها ساخته و پرداخته هاى ذهنى انسان هستند که يا به عنوان تصويرهاى مستقل فکرى در نظر گرفته مى شوند ﴿مفهوم باورى conceptualism ﴾ و يا نام هايى که فقط در زبان وجود دارند ﴿نوميناليست هاى سرسخت﴾. ׳
از ديد کسانى که موضع نوميناليستى شديدى دارند، مفهوم هاى فراگير و عمومى، واژه هايى بيش نيستند و تنها نشان دهنده چيزها و ويژه گى هاى آنها بوده و در دنياى خارج از ذهن وجود و عينيت ندارند. ׳
رد پاى تاريخى نوميناليسم را مى توان تا جريان هاى فکرى رواقيان و کلبيان يونانى دنبال نمود. يعنى جريان هايى که در برابر واقعيت مندى مفهوم و ايده افلاتونى قرار داشتند. ׳
زبان زد " نوميناليسم" نخستين بار در دوران آغازين سکولاستيک اروپا بکار رفت. انديشه هاى نوميناليستى، به ويژه از سوى ويلهلم اوکهام ﴿Ockham﴾، در آن زمان نقش تعيين کننده اى ايفا نمود و پيشگام امپيريسم به شمار مى رود. ׳
در حالى که برتراند راسل از منتقدين نوميناليسم بود، گودمن و کواين از نمايندگان مدرن اين جريان فکرى هستند. ׳
خودمختارى دانش و دورى از جزم انديشى که در دوران کنونى وجود دارد، بر زمينه افکار نوميناليستى پاى گرفته و ممکن گرديده است. ׳
فرماليسم ﴿فرم گرايى، صورت باورى﴾ رياضياتى و چشم پوشى علوم طبيعى از پى گيرى براى رسيدن به پيکرپاره هاى نهايى پديده هاى فيزيکى را مى توان از جلوه هاى مدرن نوميناليسم دانست. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭