نشانه ، علامت ﴿sign ,Zeichen﴾ ׳
چيزى که به جاى چيز ديگرى قرار مى گيرد و به آن اشاره نموده و يا آن را بيان مى کند. ׳
چيزى که مشاهده، فکر و تصور از آن، فکر يا تصور از چيز مشخص ديگرى را به دنبال مى آورد. ׳
آنچه از طريق نشانه و علامت، دريافت شده و به آگاهى مى رسد، معناى آن نشانه است. ׳
مطابق تئورى نشانه ها، که زيربناى فلسفى تئورى آگهانش ﴿اطلاعات﴾ است، کارکرد نشانه در واقعيت بخشى به منظورها و خواسته هاست، که معمولن بر اساس قرارداد و براى خدمت به ارتباط و فرارسانى گروهى شکل مى گيرد. ׳
تئورى عمومى نشانه هاى زبانى و کاربرد آنها، سميوتيک يا نشانه شناسى ﴿semiology﴾ نام دارد. ׳
پيرس ﴿Peirce﴾ فيلسوف پراگماتيست آمريکايى، امکان رابطه سه گانه اى براى نشانه در نظر مى گيرد: ׳
١- رابطه نشانه نشانه. ׳
٢- رابطه ميان يک نشانه و آنچه نشانه شده و يا معنى مى دهد. ׳
٣- رابطه ميان نشانه و کسى که آن را بکار مى برد. ׳
هر يک از اين رابطه ها به ترتيب موضوع بررسى اين شاخه ها هستند: ׳
نحوشناسى ﴿syntax﴾، معنا شناسى ﴿semantics﴾، کردشناسى ﴿pragmatics﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭