ناکجا آباد ، آرمان شهر ﴿ utopia ,Utopie﴾ ׳
اوتوپى، واژه يونانى به معنى بدون مکان، ناکجا. ׳
- طرحى که با واقعيت ها و يا نظم هاى اقتصادى، مذهبى، فنى، سياسى، ... موجود همخوان نباشد. اين طرح ممکن است آينده مثبت و زيبايى را ترسيم نمايد که در آن هيچ گونه کاهش و يا کمبودى در آزادى، عدالت، صلح، خوش بختى، ... نيست ﴿اوتوپى مثبت، که نمونه آن مارکسيسم است﴾. هم چنين ممکن است در قالب اتوپى، آينده وحشتناکى را تصوير نمود ﴿بنام اتوپى منفى، مانند منفى گرايى هاى هاکسلى Huxley که خشونت و بى رحمى را در قدرت مى بيند﴾. اوتوپى مشخص ﴿کنکرت﴾، مانند ديد گاه هاى مارکوزه و بلوخ، هنگامى است که تنها براى يک بخش بکار رود ﴿بيشترين بهبودى در زندگى فردى و اجتماعى﴾. اوتوپى هاى سياسى و صنعتى، از وضع موجود انتقاد مى کنند: شکل ويژه اى از حکومت ﴿افلاطون﴾، ايده آل اخلاقى و خردمندانه در پيشرفت هاى صنعتى ﴿در آثار مارکوزه، بيکن﴾، بعنوان يک راه حل سياسى - اقتصادى براى مشکل هاى اجتماعى ﴿در نوشته هاى فوريه Fourier ﴾، يک دگرگونى کامل در واقعيت و زير و رو کردن هر آنچه هست ﴿به نظر مونتزر Muenzer با باورهاى سخت مذهبى، اتوپى مذهبى﴾. ׳
بسيارى از نويسندگان بر اين نظر هستند که هر چه جامعه ها پيشرفته تر شده و انسانها بالغ تر گشته اند، ويژگى هاى عرفانى اوتوپى ها هم کاهش آشکارترى يافته است. ׳
- جامعه انسانى، در مرحله رهايى، براى برون رفت از عقب ماندگى هاى خود، به اوتوپى ها خيره مى شود. مشکل همه اوتوپى ها در نا مفهوم بودن رابطه آنها با تاريخ است: آنچه قرار است در آينده تحقق يابد، حال و گذشته خود را کم ارزش اعلام مى کند. ׳
اين امر نشان دهنده محدوديت و ناتوانى واقعيت پذيرى اوتوپى، برپايه ناديده گرفتن و يا ارزيابى اشتباه از امکانات موجود است. يک خطر هميشه اوتوپى را تهديد مى کند: ׳
دل سردى و سرخوردگى ناشى از برآورده نشدن اميدها و دلبستگى ها. ׳
از سوى ديگر، مفهوم هاى بسيار مهم زندگى جمعى، مانند عدالت، دمکراسى، آزادى، بايد براى کارکرد خود، همواره با پيکرپاره هايى از اوتوپى در هم آميخته باشند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭