مسئوليت ، پاسخ گويى ﴿Verantwortung ,responsibility﴾ ׳
طرح حقانيت اجراى وظيفه بر زمينه روابط انسانى در يک گفتمان. ׳
کنش هاى انسانى هر اندازه هم که وابسته به شرايط و تابع موقعيت هايى باشند که انسان در آنها بسر مى برد، هماره با گونه اى از آگاهى همراه هستند. انسان نسبت به اجرا و يا اجرا نکردن کنش هاى خود آگاه است. بنا براين، کنش هاى انسانى " بايد" فراخور مقام و منزلت انسانى او باشند. ׳
شايستگى و ارزش کنش هاى انسان، امرى است ذاتى و خود ويژه انسان. ׳
تکليف هاى فردى و اجتماعى که بر عهده انسان هستند ﴿در هر سطح و يا حالتى﴾، بايد به درستى و کامل انجام شوند. داورى درباره ى درستى و بجا بودن انجام تکليف ها امرى است که از سوى ديگر انسان ها مورد بررسى قرار مى گيرد. اين بررسى، در مرتبه نخست، چيزى نيست جز يک بازخواست از آن کنش گر و پاسخ گويى او در برابر ديگر کنش گران، که به عنوان مسؤليت او بيان مى شود. ׳
گونه اى از مسئوليت هاى اجبارى هم وجود دارند که ، بدون نظرداشت آگاهى و يا ناآگاهى يک فرد از آنها، داراى اعتبار مى باشند، اعتبارى که ناشى از قانون هاى نوشته و نانوشته انسانى، طبيعى، اجتماعى، فرهنگى، ... يک دوران مشخصى هستند و يا حتا ربطى به آن دوران ندارند: انسان، به صرف انسان بودن، براى رفتار و کنش هاى خود گونه اى از ضمانت انسانى را مى دهد و در صورت بى اعتنايى و يا برآورده نکردن آنها، در يک بازخواست ممکن، به انتقاد و يا مجازات کشانده مى شود. اين گونه مسئوليت و احساس وابسته به آن، در امتداد تکامل جامعه و سازمان يافتگى مجموعه هاى انسانى، همواره پيچيده تر شده و نسبت به هر موجود انسانى، توقع و انتظار بيشترى را به دنبال مى آورد. مسئوليت و بازخواست ناشى از آن، براى افرادى که در رده هاى بالاترى هستند ﴿در امور اجتماعى، سياسى، ملى،کشورى، ادارى، ...﴾، داراى جنبه هاى حقوقى ويژه، ژرف تر و حساس ترى است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭