مکان ، فضا ﴿Raum ,space﴾ ׳

 

١- فضاى رياضى ﴿محاسبه اى﴾، که مى تواند يک، دو، سه، ... بعد داشته باشد. ׳

٢- فضاى فيزيکى، که شامل تمام هستى است و همه ى حرکت ها و جنبش ها بر روى آن انجام مى گيرد. ׳

٣- فضاى آشکار ﴿distinctive﴾، که در چشم انداز و افق ديد معمولى قرار دارد. ׳

 

 در حالى که فضاى رياضى مى تواند يک تا بى نهايت بعد داشته باشد، فضاى فيزيکى و آشکار مى توانند فقط داراى سه بعد باشند. اين دو فضا همچنين ممکن است در چارچوب و يا خارج از هندسه اقليدسى در نظر گرفته شوند: مطابق اصل رياضى اقليدس، از نقطه اى که در خارج از يک خط مستقيم وجود دارد، تنها و تنها يک خط موازى نسبت به آن خط مستقيم مى توان رسم نمود. در صورتى که در هندسه لوباچفسکى ﴿Lobachevsky﴾ مى توان خط هاى موازى بسيارى، که از آن نقطه مى گذرند، ترسيم کرد. در يک فضاى بيضى شکل ﴿هندسه ريمان﴾ حتا ترسيم يک خط مستقيم، با عبور از آن نقطه و موازى با آن خط نخست، نا ممکن است. ׳

  نيوتن مکان ﴿فضا﴾ را به يک ظرف تشبيه نمود، ظرفى که داراى واحد اندازه گيرى متفاوت و مستقلى نسبت به درون مايه خود مى باشد. در برابر اين فضاى مطلق نيوتنى، تئورى نسبيت آينشتين وجود دارد که تصور فضاى مطلق را مردود مى شناسد. ׳

 

در رابطه با درک فضا پرسش هاى زيادى مطرح هستند: آيا اتم فضا ﴿مکان﴾ وجود دارد ؟  آيا فضا تا بى نهايت قابل تقسيم شدن است ؟ فضا فشرده است يا ممتد ؟ .... ׳

  کانت وجود فضا را، مانند زمان، وابسته به حضور سوبژه ﴿ناظر﴾ مى داند، که شکل فرمال و پيش اندرانه اى براى تجربه او به شمار مى رود. ׳

در روان شناسى دوران کنونى به فضا به عنوان ظرفى نگريسته مى شود که هر گاه از درون مايه و محتواى خود خالى در نظر گرفته شود، هيچ و مرده است. ׳

فيزيک مدرن، ﴿مانند تئورى ميدان﴾، ويژه گى هاى هر ميدان را در ارتباط سيستمى با ناظر و چگونگى نظارت مى بيند: هر گاه دنياى پيرامون را با عينک ويژه اى که چيزها را محو مى نمايد، تماشا کنيم، پس از مدتى بدان عادت کرده و درک مکانى ﴿فضايى﴾ ما دگرگون مى شود. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭