مفهوم، انگاره ﴿term ,notion ,Begriff﴾ ׳
کنش ساده فکرى که در برابر حکم و داورى قرار مى گيرد. ׳
داورى ها شامل مجموعه اى از مفهوم ها هستند. ׳
فکر و تصورى که جنبه هاى عمومى چيزها را در قالب يک زبان بيان مى کند. ׳
در زندگى روزمره تقسيم بندى مفهوم ها بر پايه گونه ها و تيپ هاى چيزهاست و نه بر اساس ويژه گى ها و برجستگى هاى کلى آنها. براى مثال: يک چهارگوش به پهناى يک و درازاى دويست، با عنوان مفهوم " باند" و يا " نوار" خوانده مى شود. ديگر مفهوم ها هم به همين گونه در ذهن يک خلق يا يک فرد نقش مى بندند ﴿براى بسيارى از کودکان شهرى هر پرنده اى يک " جوجو" ناميده مى شود﴾. ׳
در زبان علمى، بر خلاف تفکر پيش علمى، اين مفهوم ها بطور مشخص تعريف و طبقه بندى مى شوند. ׳
در رابطه با مفهوم مى توان از گستره و دامنه ﴿کليت چيزها در قالب مفهوم﴾، درون مايه ﴿مجموعه ويژگى هاى چيزها در يک گروه﴾ و موضوع مفهوم ﴿ابژه مستقل از فکر﴾ ياد نمود. ׳
مفهوم ها مى توانند مجرد و همگانى باشند ﴿در رياضيات﴾ و يا تنها و بطور ويژه از سوى يک فرد بکار روند ﴿مفهوم هاى شخصى﴾. ׳
بدون مفهوم، بيان تجربه ناممکن است. تفکر مفهومى را پيش شرط پيدايش متافيزيک مى دانند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭