مدرک ، سند ﴿Beweis ,proof﴾ ׳

 

سند آورى يا ارايه مدرک، يعنى روند تعيين و تشخيص درستى و يا حقيقت يک گفته، موضوع، فرضيه و يا يک نظريه. ׳

 براى پذيرش درستى و يا حقيقت داشتن يک موضوع بايد سند و مدرک نشان داد. براى افزايش يقين به درستى و حقيقت يک موضوع، از علت ها و دليل ها به نتيجه گيرى مى رسند. در اين حالت، همچنين مى توان سنديت را بطور نامستقيم يعنى از راه رد خلاف آن، اثبات نمود: هر گاه مخالف الف درست نباشد، الف درست است ﴿برهان خلف﴾. ׳

در منطق رياضى از سند و مدرک قياسى استفاده مى کنند. ׳

در روش استقرايى از يک بخش شناخته شده يک مجموعه، براى ديگر بخش ها و تمام مجموعه نتيجه گيرى مى شود ﴿تمام کلاغ هاى مشاهده شده سياه هستند، در نتيجه تمام کلاغ ها سياهند﴾. ׳

 در روش همسان انگارى ﴿آنالوگى﴾ و بازگشتى ﴿regressive﴾ از نتيجه به علت رجوع مى شود: از جمله الف، جمله هاى درست ديگرى دنبال مى شوند، پس جمله الف هم درست است. ׳

 

در رابطه با ارايه سند، ناديده گرفتن قاعده هاى شناخته شده سبب بى اعتبارى سند مى شود. براى نمونه مى توان از اين اشتباه ها نام برد: ׳

 - دور باطل، چرخه اشتباه ﴿circulus vitiosus﴾، که حقيقت موضوع مورد داورى، بطور نهفته و ضمنى، همراه سند، مورد استفاده خود سند قرار مى گيرد. ׳

- اشتباه بنيادى ﴿error fundamentalis﴾، هنگامى است که مدرک ارايه شده بر دليلى اشتباه استوار باشد. ׳

- نا شناختى مدرک ﴿ignaratio elenchi﴾، به جاى آنچه موضوع سند آورى است، براى چيز ديگرى سند و دليل آورده مى شود. ׳

- جابجايى آغاز و پايان ﴿hysreron-proteron﴾، يعنى بر هم زدن نظم و ترتيب دليل آورى. ׳

ارايه مدرک براى درستى و حقيقت الف با کمک ب، در حالى که ب با کمک الف قابل اثبات است. ׳

- بى پايگى سند ﴿petitio principii﴾، هنگامى که پيش شرط هاى جمله هايى که هنوز مدرکى بر درستى

 آنها نداريم، بعنوان مدرک و سند مورد استفاده قرار دهيم. ׳

- نخستين اشتباه، دروغ پايه اى ﴿proton pseudos﴾، اشتباه اصلى در آغاز سند آورى. ׳

 - چند پهلويى، چهارگانگى مفهوم ها ﴿quternio termininorum﴾، کاربرد مفهوم ها با معنى هاى متفاوت در يک جمله. ׳

در جمله اى که از سه مفهوم استفاده مى شود، يکى از مفهوم ها با دو معنى بکار مى رود، يعنى بجاى سه مفهوم، از چهار مفهوم استفاده شده است که جمله را بى اعتبار مى سازد. ׳

 

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭