مادرسالارى ، مادرتبارى ﴿matriarchy ,Matriarchat﴾ ׳

 

مطابق تزى که نخستين بار از سوى يوهان باخ اوفن ﴿Bachofen﴾ در سال ١٨۶٠ ميلادى مطرح شد، دوره اى از مادرسالارى در آغاز تاريخ تمدن بشر وجود داشته است. از ويژه گى هاى اين دوره: ׳

 برترى جاى گاه زن در خانواده و قبيله همراه تعيين گرى او در نام خانوادگى، اصل و نسب، ارث و ميراث، ... و تاکيد پيوند برادرى همه انسان ها. ׳

 پدرسالارى موجود، به تدريج و در مرحله هاى زمانى گوناگونى جاى گزين مادرسالارى شده است. ׳

 البته باخ اوفن براى تئورى خود، به اندازه زيادى، از افسانه هاى گذشتگان و تفسير آنها کمک مى گيرد. دانش مندان ديگرى ﴿مانند مورگان، لنان، ...﴾ در پژوهش هاى تاريخى و جامعه شناختى خود، امکان وجود اين مرحله را پذيرفته اند. بر پايه اين نظرات، نخستين فورماسيون هاى اجتماعى بر اساس پيوندهاى خونى و مرجعيت مادر شکل گرفته اند. ׳

 اينکه آيا به راستى چنين دوره اى از مادرسالارى در تاريخ وجود داشته است يا نه، يکى از بحث هاى جدى در ميان دانش مندان و پژوهش گران جنبش زنان است. بسيارى را نظر بر اين است که اثبات و نوزايى انديشه هاى مادرسالارانه و آشنايى زنان با چنين ارزش هايى سبب نيرو گرفتن جنبش زنان و افزايش اعتماد به نفس آنان خواهد شد. ׳

وجود مادرسالارى، نه در بعد اجتماعى اقتصادى، بلکه بيشتر در عرصه هاى فرهنگى و بينشى آن، به ويژه در بررسى هاى انجام شده در فرهنگ ايران باستان مورد تاييد قرار گرفته است. در بازبينى فرهنگ هاى مصر باستان، سومر و بابل نيز مرتبه بالاى زنان در جامعه و نقش برجسته آنها توجه را به خود جلب مى کند. ׳

 

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭