ليبراليسم ﴿Liberalismus ,liberalism﴾ ׳
از ريشه لاتين liberalis به معنى مربوط و در پيوند با آزادى، در ارتباط با آزادى. ׳
ليبراليسم به انديشه ها، بنيان هاى فکرى، ايده ها و آن جهت گيرى هايى گفته مى شود که در صدد رهايى از دگم ها، عادات، تعبير و تفسيرهاى گذشتگان، ... است و خواهان ايستادن بر پاى خويشتن مى باشد. ليبراليسم بيشترين انگيزه و انرژى را از دوران روشن گرى کسب نمود. ׳
ليبراليسم را مى توان درون مايه همه تغيير و تحول هاى تاريخى و دوران ساز مدرن دانست: ׳
اصلاح دينى ﴿رفورماسيون﴾ در برابر کاتوليسم ﴿آموزه هاى دگماتيک کليسا﴾، جنبش پارسايى و زهد پرستى ﴿pietism﴾ در برابر آيين لوترى ﴿Lutheranism﴾. ׳
به عنوان يک جهت گيرى سياسى، ليبراليسم در برابر محافظه کارى ﴿کنسرواتيسم﴾ و ارتجاع و واپس گرايى ﴿رآکسيونيسم﴾ قرار دارد. برنامه سياسى ليبراليسم بر پايه تقسيم سه گانه قواى مجريه، مقننه و قضاييه است. حقانيت و مشروعيت حاکميت سياسى و نظم حکومتى مشروط و وابسته مستقيم به عقد قرارداد اجتماعى است، قراردادى که سنگ بنا و مرکز توجه آن را حقوق بنيانى فرد تشکيل مى دهد. ׳
هر چند ليبراليسم در تمام سده بيستم ميلادى در قالب يک حزب سياسى جذابيتى براى روشن فکران و گروه هاى پيش رو اجتماعى نداشته است، ولى هنجارهاى آن کمابيش مورد تاييد و پذيرش قرار گرفته اند و تلاش هاى زيادى در نزديکى انديشه هاى ليبرالى با تامين نيازهاى اجتماعى اقتصادى انجام گرفته و مى گيرد. ׳
به عنوان يک دکترين اقتصادى، ليبراليسم جانبدار رقابت آزاد و بدون ممانعت دولت است. ׳
ديدگاه اقتصادى ليبرال ها با ديگر ديدگاه هاى آنها در تناقض است. از سوى ديگر، پيش رفت هاى اقتصادى با ايده هاى کلاسيک اقتصاد ليبرال در ناهمخوانى کامل هستند ﴿يعنى آن گونه که ليبرال ها مدعى بودند، مانند آزادى رقابت هاى اقتصادى فردى و پراکنده، حذف کنترل هاى دولتى، .. در جهت شکوفايى جامعه نيست﴾ و به همين دليل از مرکز توجه خارج شده است. ׳
از نظر جهان بينى، ليبراليست ها خود را جهان گرا مى دانند و از تحمل، روادارى و انسانيت پشتيبانى مى کنند و در عرصه دين و مذهب، مخالف آشکار و پى گير قشرى گرايى و ارتودوکس باورى هستند. ׳
ليبرال ها، از نظر فلسفى، نزديکى بسيار زيادى با فرد باورى ﴿ايندى ويدوآليسم﴾ دارند: تاکيد بر ارزش هاى فردى و دفاع از فرديت فرد ﴿در برابر جمع﴾. ׳
مدنيت، تکامل شهروندى ، پاى گيرى روشن گرى، رشد و گسترش آگاهى شهروندان و سازمان دهى آنها را بايد عامل، حامل و در همان حال مجرى اصلى ليبراليسم و انديشه هاى ليبرالى دانست ﴿که در اروپا از سده هژدهم آغاز شده است و همچنان، در هم پيوندى با نيازهاى اجتماعى، ميل و رو به تکامل دارد﴾. ׳
ليبراليسم، همراه کنسرواتيسم و سوسياليسم، بخش مهمى از ساختمان سياسى ﴿تئوريک پراکتيک﴾ جامعه هاى صنعتى مدرن دوران کنونى است. ليبرالسيم با مطلق گرايى ذهنى و عملى، در هر شکلى که باشد، مخالف است و پيدايش آن اصلن با همين گونه انتقادها از فئوداليسم و آريستوکراسى آغاز شده است. پلوراليسم و خدشه ناپذيرى حق آزادى هاى فردى ﴿از سوى هيچ کس و به ويژه از سوى دولت يا هر نهاد حکومتى﴾ در قانون اساسى و يا تعهد نامه هاى دولتى و حزبى کشورهاى صنعتى غرب به رسميت شناخته شده است ﴿سيستم هاى ليبرالى دمکراتيک﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭