کوشش ، تلاش

 

تلاش کردن و کوشش نمودن به معنى استفاده اختيارى، خودجوش و بدون اجبار از نيروى شخصى براى رسيدن به يک هدف مشخص است. ׳

کوشش و تلاش نه امرى طبيعى يا غريزى، که کنشى آگاهانه و آزادانه است. يعنى کنش گر ﴿تلاش گر﴾ ׳

نسبت به تلاش هاى خود مسئول است. بنابر اين هر تلاشى داراى جنبه و بار اخلاقى است. ׳

 

از نظر ارسطو، کوششى اخلاقى و خوب است که هدف آن نه بر پايه تمناها و هيجان هاى زودگذر، بلکه سنجيدگى هاى خردمندانه و با رعايت خصلت هاى نيکو تعيين شده باشد. ارسطو اين گونه تلاش هاى خوب را بر دو دسته مى داند: ׳

 ١- تلاش هاى آفرينش گرانه ﴿poietic﴾، که هدف آنها توليد و سازندگى است. ׳

مثال: توليد براى فروش ﴿مانند کالاهاى دستى﴾ و يا براى کسب اعتبار و رسيمت ﴿مانند ساختن يک اثر هنرى﴾. ׳

 ٢- تلاش هاى کارآيندى ﴿پراکتيک﴾، که در جهت فزونى مال يا نام نبوده و تنها هدف اجراى عدالت و برقرارى آن را دنبال مى کند. ׳

 

تعريف و درک مفهوم تلاش در فلسفه کنونى، از آموزش هاى فرويد و کانت بيشترين تاثير را گرفته است: از سويى، انسان موجودى است تابع نيروهاى برانگيزاننده روانى و از سوى ديگر، برخوردار از آزادى و خرد ترانسندنتال. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭