کودک ﴿ niņo ,enfant ,Kind ,child﴾ ׳
شخص انسانى در تکامل فردى خويش از مرحله هاى متفاوتى مى گذرد که آن را به سه دوره کودکى، نوجوانى و بزرگسالى زمان بندى نموده اند. هر چند در مورد اين تقسيم بندى کمتر اختلافى وجود دارد، ولى انگاشت و برداشت هايى که در مربوط به هر يک از اين دوره ها مى شود، طيف گسترده اى از تئورى هاى گوناگون را در بر مى گيرد. ׳
- رشد و تکامل روانى و زيستمانى، به تنهايى، ويژه نماى دوران کودکى نيست، بلکه جايگاه اجتماعى کودکان است که نقش تعيين کننده اى در چگونگى هستى آنها دارد. ׳
کودک، موجودى است اجتماعى و کودکان، تشکيل دهنده يک گروه اجتماعى - تاريخى هستند. البته، پژوهش هايى که با اين ديدگاه و در اين زمينه انجام شده اند، هنوز در آغاز راه خود مى باشند ﴿نام برخى از نخستين پژوهندگان مطرح در اين زمينه: ׳
Aries .P، De Mause .L ، Hengst .H﴾. ׳
- مفهوم کودک، در زمينه حقوق شهروندى، به فرزند تنى و طبيعى يک فرد گفته مى شود که بستگى به شکل زناشويى او هم ندارد ﴿ازدواج قانونى، قراردادى يا اصلن بدون ازدواج﴾. يک شهروند همچنين از امکان قانونى پذيرفتن و داشتن فرزند هم برخوردار است ﴿فرزندخواندگى، adoption﴾. بنابر اين، مفهوم کودک يا بچه، در يک حالت کلى، به فرزند يک شخص و يا يک خانواده گفته مى شود و از سوى ديگر، همه انسان هايى را در بر مى گيرد که هنوز به سن نوجوانى نرسيده و دوران کودکى يا بچگى خود را تجربه مى کنند. دوران کودکى، در بيشتر فرهنگ ها، از دوران بزرگسالى جدا دانسته شده و ميان اين دو مرزبندى نموده اند، ولى تعريف ها و تصورهايى که در رابطه با اين دوران وجود دارد بسيار متفاوت بوده و مدت زمان و کيفيت هاى گوناگونى را براى آن در نظر گرفته اند. ׳
از ديدگاه روان شناسى و پزشکى کودکان، دوران کودکى شامل مرحله هاى مختلف رشد جسمى و روانى کودک است: ׳
نوزاد: از روز تولد تا پايان روز دهم زندگى. ׳
شيرخواره: يک سال نخست زندگى. ׳
کودک خردسال: از دو سالگى تا پايان سه سالگى. ׳
سن مهد کودک يا پيش دبستانى: چهار تا شش سالگى. ׳
کودک دبستانى: هفت تا چهارده سالگى. ׳
رشد جسمى کودک در هر يک از اين دوره ها را نبايد يک رشد هماهنگ و يک نواخت تمام بخش هاى بدن دانست: رشد قدى کودک تابع افزايش وزن او نيست، اندازه و وزن اندام هاى داخلى نسبت به مجموعه بدن و هم چنين مقدار آب موجود در بافت ها، نسبت سطح به وزن، مصرف انرژى، نياز به مواد خوراکى، سوخت و ساز، دستگاه تنفس، چگونگى بافت استخوانى، ... و بسيارى از روندهاى فيزيکى و فيزيولوژيکى، به کودک ويژگى کامل و فرديت جسمانى جداگانه اى بخشيده است. ׳
- از نظر دکارت، اينکه انسان براى رشد خود بايد از مرحله کودکى بگذرد، بدبختى بزرگ و جبران ناپذيرى است ! چرا که کودکى، دوران بى خردى و بى خبرى است. ׳
روسو، آغاز دوران زندگى انسان را که در شکل وابستگى کامل کودک به مادر است، منفى ارزيابى نموده و آن را ناتوانى جدى مى داند. او بر اين است که گذار از دوران کودکى به نوجوانى، يک جهش و دگرگونى بزرگ ﴿تولد ديگر﴾ است: ما دو بار متولد مى شويم: در ابتدا " هستى" و سپس " زندگى" مى يابيم. ׳
- روشن گرى مفهوم کودک، شکل گيرى تصوير کنونى آن را فراهم آورده است: ׳
کودکان صرفن يک موجود يا ابژه بيولوژيک نيستند، بلکه از نيرو و روح مندى تکامل يابنده اى برخوردارند، هر چند با مفهوم هايى که براى بزرگسالان مهم هستند بيگانه اند ﴿مفهوم هايى چون: سکس، تولد، مرگ، باور، ايمان، ...﴾. ׳
- جنين در زهدان مادر، برخلاف انگاشت هاى پيشين، نه در يک مکان تاريک و خاموش، بلکه در دنيايى زنده و پر جنب و جوش، هستى خود را تجربه مى کند، تجربه هايى که مى توانند شادى آفرين و يا دردناک باشند. سيستم عصبى جنين در همان چهار هفته اول باردارى شکل گرفته و تکامل خود را آغاز مى کند. جنين در هفته شانزدهم داراى يک بدن کامل است و در ماه سوم باردارى از نيروى بينايى و شنوايى تکامل يافته خود استفاده نموده و به نور و صداهاى گوناگون واکنش هاى متفاوت همراه کاهش يا افزايش ضربان قلب و تغيير وضع بدن خود نشان مى دهد. بنابر پژوهش هاى علمى موجود، داشتن حافظه و توانايى يادگيرى از سوى جنين امرى ناممکن نيست. ׳
- بررسى جدى و علمى کودکان و امور مربوط به آنها موضوعى است بسيار جديد که تنها چند دهه از عمر آن مى گذرد. جايگاه کودک هم تاريخ پرفراز و نشيبى را در جامعه هاى گوناگون پشت سر گذاشته است. انسان امروز در نگاهى به اين گذشته، تکامل بسيار دردآور خود را مى بيند: از قربانى کردن کودکان در رسم هايى مذهبى و جادويى که ديگر بايد براى ما عجيب و غريب بنمايند تا کشتار وحشيانه کودکان در جنگ ها، کار اجبارى، ... بى توجهى کامل و ناديده گرفتن آنها. ׳
پيدايش، تامين، تضمين و سرانجام شکوفايى وضعيت حقوقى، گام به گام و به مرور زمان، سبب شکل گيرى و تحقق ايده حقوق کودکان شده و پى گيرى آن را در جامعه جهانى کنونى نه تنها طرح، که نهادينه کرده است. سازمان ملل متحد، در قالب کنوانسيون حقوق کودکان ﴿پيمان نامه سازمان ملل متحد در باره حقوق کودکان﴾، تمام مسئولين در کشورهاى مختلف جهان را موظف به رعايت اين حقوق دانسته است. ׳
سازمان ملل با تعريف کودک ﴿ماده يک کنوانسيون﴾ به تفاوت هاى ساختارى، اقتصادى، تاريخى، ... موجود در هر کشور، بعنوان مکان و بستر اجرايى مشخص اين حقوق، توجه نموده است. کودک ﴿فرد انسانى تا سن هژده سالگى﴾ مى تواند از نظر قانون جزايى، راهنمايى رانندگى، کار و استخدام، انتخابات، داورى و دادن شهادت، سن تحصيل اجبارى، ... در موقعيت هاى کاملن متفاوتى قرار گرفته و حقوق و وظيفه هاى گوناگونى متناسب با واقعيت ها و شرايط موجود داشته باشد ﴿ روشن است که قوانين جارى بايد با اصول اعلام شده در کنوانسيون همخوان بوده و آنها را آسيب نزنند﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭