کنش ، عمل ﴿Handlung ,act ,praxis﴾ ׳

 

 انجام دادن يا ندادن رفتارى ارادى و آگاهانه از سوى انسان ﴿بر خلاف لرزيدن، عطسه کردن،...﴾. ׳

رفتارهايى که بدنبال زور و فشار خارجى باشند و يا در هنگام اختلال عقلى انجام شوند، بعنوان کنش، از اعتبار کمترى برخوردارند. ׳

 

منظور از کنش در مفهوم گسترده فلسفى آن، کنش اخلاقى است که شخص نسبت به آن مسئول است. ׳

انسان در رابطه با کنش هاى خود احساس خود انگيختگى يا خود جوشى دارد که به مفهوم اطمينان فردى در اعمال اراده شخصى مى باشد و بيان گر هدف مندى و آزادى اراده و تصميم گيرى اوست. ׳

بسيارى از انسان شناسان دوران جديد، انسان را موجودى کنش گر نام نهاده اند ﴿و نه يک موجود متفکر، ...﴾. ׳

 

 مطابق تئورى کنش، عنصرهاى شرکت کننده در کنش عبارتند از: ׳

 سوبژه ﴿انسان﴾، عمل ﴿رفتار، حرکت﴾، نيت ﴿قصد﴾، هدف، ابژه. ׳

 يک کنش را مى توان از طريق عنصرهاى تشکيل دهنده آن و رابطه اى که اين عنصرها با يکديگر دارند، مورد  بررسى قرار داد: هر گاه  " قصد" از يک کنش، ادامه چيزى ﴿و نه به نتيجه رسيدن﴾ باشد، آن را يک کنش سبب ساز ﴿causal﴾ مى ناميم. در اين حالت، " هدف" به مفهوم " منظور"، و

" ابژه" به معنى " ابزار" بکار مى رود.  هرگاه کنشى بدون يک کنش پيشين به انجام برسد، آن را کنش پايه ﴿شالوده، ساده﴾ مى خوانيم ﴿مانند بالا بردن دست راست﴾. ׳

 

 کنش گفتارى، بخشى از تئورى کنش است که بويژه فرم ها و قاعده هاى گفتار ورزى

﴿illocutionary act﴾ را مورد مطالعه قرار مى دهد ﴿مانند: قول دادن، درخواست کردن، هشدار دادن، تشکر نمودن، پرسيدن، ...﴾. ׳

 

موضوع مرکزى در تئورى کنش، رابطه ميان " رفتار" و " نيت" است، چرا که نيت مى تواند بعنوان دليل ﴿reason﴾ و يا علت ﴿cause﴾ نقش ايفا نمايد: در حالت نخست، کنش گر به صورت " حرکت دهنده بدون حرکت" در نظر گرفته شده و در نتيجه نيت او " دليلى" براى کنش به شمار مى آيد ﴿نيت او بطور مستقيم کنش زا مى باشد﴾. در حالت دوم، منظور از نيت، واکنش و نيروى روانى است که رفتارهاى فيزيکى را سبب مى شود. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭