خوش بينى ، بهين انگارى ﴿optimism﴾ ׳
از واژه لاتين optimum به معنى بهترين. ׳
ديدگاهى که چيزها و رويداد ها را از بهترين جانب آن مى نگرد و در همه جا و همه چيز به جنبه هاى مثبت و اميدوار کننده تاکيد مى کند. اين نگرش در برابر بدبينى قرار گرفته و به پيشرفت و دگرگونى هاى تکامل يابنده باور دارد. در معنى مذهبى متافيزيکى آن، جهان را آن گونه که هست، بهترين حالت ممکن دانسته و واقعيت را خردمندانه مى بيند ﴿افلاطون، رواقيون، فلسفه روشن گرى و راسيوناليست ها با اعتماد خود به نيروى بى مرز فهم و خرد﴾. از نظر نيچه، بايد در فراى بدبينى و خوش بينى، واقعيت موجود را آن گونه که هست، باور داشت. شوينهاور، سرانجام گزاف گرايى در خوش بينى را بى عملى و خاموشى فرد مى ديد. هگل با پان لوژيسم ﴿panlogism﴾ و لايبنيتس با طرح داد باورى ﴿theodicy﴾ موضع فلسفى خوش بينانه اى دارند. دادباورى ﴿از ريشه يونانى theos به معنى خدا، و
dike به معنى حقوق﴾، اثبات برحقى خدا با توجه به بدى هاى موجود در دنياست، که اين بدى را يا انکار مى کند و يا آن را بعنوان آزمايشى از سوى خدا مى فهمد. اپيکور در اين رابطه چنين مى گويد: ׳
يا خدا مى خواهد بدى در جهان را بردارد، ولى نمى تواند و يا مى تواند، ولى نمى خواهد و يا نه مى خواهد و نه مى تواند، و يا اينکه هم مى خواهد و هم مى تواند. ׳
هر سه حالت نخست پذيرفتنى نيستند، چرا که خدا را ناتوان مى انگارند. حالت آخر هم با واقعيت و بدى هاى موجود همخوان نيست. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭