خود مختارى، خود گردانى ﴿Autonomie﴾ ׳
خودمختارى، به عنوان يک مفهوم فلسفى، از سوى کانت پرداخته شده است و بيان گر آزادى و اختيار يک کنش گر در انجام امور اخلاقى است ﴿خودمختارى اخلاقى﴾. ׳
کنش گر اخلاقى ﴿انسان﴾ با استفاده از خرد خود، قانون عمومى کنش هاى اخلاقى را طرح نموده و بکار مى بندد ﴿ن.ک. فلسفه اخلاق﴾. ׳
خودمختارى يک کنش گر به معنى ناوابستگى خرد او به جزم ها و دگم هاى مذهبى و ايدئولوژيک است. خرد نقاد، تنها و تنها مى تواند و بايد آزاد و خودمختار باشد. ׳
خودمختارى در دوران روشن گرى به مفهوم رهايى ﴿Emanzipation﴾ موجود انسانى و کسب استقلال او به عنوان يک موجود خردمند است. ׳
در نوشتارهاى فلسفى، همراه خودمختارى خرد، به خودمختارى هنر و هنرورزى هم تاکيد شده است. ׳
خودمختارى در معناى گسترده آن، به حالتى گفته مى شود که يک مجموعه يا يک بخش، تمامى امور خود را بدست داشته و همچنين به نيازهاى خود پاسخگوست. ׳
مفهوم هترونومى در نقطه مقابل آتونومى قرار دارد و به معنى فرمانبرى و اطاعت از رهبرى و قانون هاى وضع شده است. از نظر کانت، اراده اى که هترونوم باشد، از خارج کنترل شده و از خرد قانون گزار خود بى بهره است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭