کيفر ، مجازات ﴿punishment ,Strafe ﴾ ׳
ناراحتى که بدنبال کنشى ناشايست، به شخصى بطور آگاهانه و اختيارى وارد مى شود. ׳
اين ناراحتى از سوى نهادى که قانون مشخص کرده است به منظور حفظ سيستم حقوقى و کارکرد آن، در جهت محدود نمودن آزادى آن کنش گر خطا کار، اعمال مى شود. ׳
مطابق آموزش هاى هابس، شوپنهاور، فويرباخ و تئورى هاى اوتيليتاريستى، ايجاد ترس عمومى به منظور پايدارى و حفظ نظم اجتماعى، تا قانون شکنان احتمالى از اين گونه رفتار دورى جويند. ׳
بر خلاف قانون هاى غربى، وضع و اعمال چنين قانون هايى در برخى از کشورها ﴿مانند چين،...﴾ به گونه اى شديدتر اجرا مى شود تا خطاکاران بزرگتر حساب کار خود بکنند!! ׳
کنش گر، آزادى انتخاب ميان رفتار قانونى و سرپيچى از آن و در نتيجه پيامدهاى ناگوار ناشى از آن را دارد ﴿بايد داشته باشد﴾. ׳
در واقع، تلافى جويى نبايد اساس اجراى مجازات باشد، بلکه ايجاد عدالت حقوقى و اجتماعى است که داراى نقش تعيين کننده اى است. کنش گر خطاکار، و فقط کنش گر خطاکار، که مسئوليت پذير است و از نظر روانى دچار اختلال نباشد، مى تواند مجازات شود. ׳
بر پايه اصل اساسى عدالت، مجازات بايد با اندازه خطاکارى متناسب باشد ﴿مجازات پارک ممنوع با تجاوز و يا قتل مساوى نيست﴾. ׳
بايد در نظر داشت که مجازات شونده، به گونه اى مناسب و شايسته، دوباره به آغوش جامعه بازگردانده شود و از خطاکارى هاى احتمالى در آينده بازدارى شود. اين بايد هدف نهايى هر گونه مجازاتى باشد و نه حذف فيزيکى خطاکار، آبرو ريزى و يا انتقام گيرى از او. ׳
تربيت و آموزش گناهکاران مهم ترين بخش اجراى عدالت اجتماعى است. ׳
مجازات اعدام که در دوران پيشين مورد استفاده قرار مى گرفت، ناعادلانه بودن خود را در جامعه هاى کنونى نشان داده است. مجازات اعدام و يا هر گونه توهين نسبت به خطاکاران، در هر شکلى که باشد، انسانى و اخلاقى نيست. حتا مجازات حبس ابد هم از دستور کار سيستم هاى حقوقى انسانى در حال برچيده شدن مى باشند. ׳
انسان ها در يک سيستم اجتماعى آزاد و دمکرات مى توانند رشد نموده، آموزش ديده و استعدادهاى خود را شکوفا نمايند. ريشه بسيارى از مجازات ها، شور بختانه، در برخوردهاى ايديولوژيک و دينى با انسان هاست. دولت هايى که از مجازات اعدام و حبس ابد جانبدارى مى کنند، دولت هايى هستند که بر پايه جهت گيرى هاى مذهبى و ايديولوژيک شکل گرفته اند. اين جهت گيرى ها با انسان گرايى و احترام به کرامت انسانى ، هنوز و همچنان فاصله هاى بسيار دارند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭