کاريزما، کاريسما، فره مند ﴿charisma﴾ ׳
واژه يونانى به معنى هديه، هديه آسمانى، استعداد خدايى. خدا دادى. ׳
مفهوم کاريزما در افسانه هاى يونانى بکار رفته ولى در فلسفه باستان هيچ کاربردى نداشته است. ׳
اين مفهوم توسط ماکس وبر ﴿جامعه شناس و سياستمدار آلمانى، ١٩٢٠ ١٨۶۴﴾ به عرصه آکادميک و ادبيات سياسى فلسفى وارد شد. ׳
از نظر وبر، قدرت کاريزماتيک گونه اى از اعمال قدرت سياسى اجتماعى است و دوران آن در اروپا بسر آمده است. شخصيت کاريزماتيک با استعداد ويژه و نيروى برتر خود داراى نقش تعيين کننده اى مى شود ﴿ در قالب قهرمان، پيشوا، رهبر، روحانى، کشيش، جادوگر﴾ و اعمال قدرت مى نمايد. ׳
برخلاف جامعه مدرن بوروکراتيک، جامعه هاى متکى بر شخصيت کاريسماتيک، جامعه هايى ناپايدار هستند و نظام سياسى اجتماعى آنها بسيار شکننده است، به ويژه از اين روى که قدرت کاريزماتيک نمى تواند مشکل جانشين براى خود را حل کند و در نتيجه، ادامه سيستماتيک اقتدار حکومتى، با اين شيوه، امرى ناممکن است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭