کرامت ، ارجمندى ، شان ، حرمت انسانى ﴿dignity ,Wuerde﴾ ׳

 

کرامت انسانى، مفهوم مرکزى فلسفه اخلاق مدرن است و داراى دو پيکرپاره توصيفى و تجويزى است: از نظر توصيفى، انسان را در سلسله مراتب موجودات در مرتبه بالايى مى داند و نظر تجويزى، بطور ضمنى خواهان رفتارى مناسب و شايسته با موجود انسانى است. ׳

 

 اين مفهوم از سده بيستم ميلادى ﴿بدنبال رشد صنعت، شکل گيرى و گسترش جامعه شهروندى﴾ بيشترين کاربرد را در دليل آورى هاى اخلاقى و حقوقى داشته و در اعلاميه جهانى حقوق بشر و قانون اساسى کشورهاى دمکرات نيز ثبت شده است. ׳

 

کرامت انسانى، بعنوان پيش شرط تامين حقوق انسانى، سرگذشت درازى دارد: ׳

 سيسرو ، با تکيه بر طبيعت انسان و روح مندى موجود انسانى، از جايگاه ويژه انسان جانبدارى نموده و او را داراى کرامت و ارجمندى استثنايى دانست. ׳

در آموزه هاى دينى، انسان آفريده برجسته و ممتاز خداوندى اعلام شده است. ׳

در فلسفه دوران جديد ﴿هابس، لاک، هيوم، پوفندرف ،...﴾، با تکيه بر حقوق طبيعى، کرامت انسانى داراى بعد سياسى  حقوقى گرديد. شيلر، کرامت را بيان و سمبل آزادى روح دانست. ׳

  پيکودلا ميراندولا ، با تاکيد بر نقش سازندگى و آفرينندگى انسان   که جداى از هر گونه تفاوت ملى، تاريخى يا جغرافيايى است  بيشترين تاثير را در به آگاهى کشاندن اين مفهوم در ميدان تفکر غرب داشت. ׳

کرامت انسان سرانجام از سوى کانت جايگاه کلاسيک خود را يافت: ׳

انسان به دليل برخوردارى از نيروى خرد و بر پايه آزادى اراده خود، داراى ارزش مطلق و بدون چون و چراست. ׳

 در سده نوزدهم ميلادى، کرامت انسانى با ديدى انتقادى بررسى شد: ׳

 شوپنهاور با انتقاد به آموزش هاى کانت، آن را قابل اجرا نمى دانست. ׳

 مارکس، تحقق کرامت انسانى را وابسته به دگرگونى هاى ريشه اى در جامعه اعلام نمود. ׳

 سارتر، خواهان آزادى از قيد و بندهاى مذهبى و طراحى انسان توسط خودش گرديد. ׳

 کامو، انسان را به شورش عليه پوچى و ياوه گى هستى فراخواند. از نظر او، هر گونه آسيبى به انسان بايد تمام انسان هاى ديگر را بشوراند. ׳

  براى لومان، کرامت فردى و آزادى اجتماعى کامل کننده يکديگرند. ׳

از نظر يوناس، ارزش مندى هستى نبايد محدود به انسان ها باشد، بلکه در بر گيرنده تمام موجودات زنده ﴿ارگانيک﴾ و تماميت طبيعت نيز مى باشد: به همه چيز بايد با احترام و مناسب رفتار نمود. ׳

 

 در دوران ما، دليل آورى هاى هستى شناسانه و انسان شناسانه مفهوم کرامت و نتيجه گيرى هاى هنجارى و اخلاقى از آن، مورد بحث است. ׳

خدشه ناپذيرى کرامت انسانى به اين معنى است که يک فرد و چگونه بودن او از احترام و حمايت کامل برخوردار است و هرگز نبايد مورد کوچک ترين تجاوز مستقيم و يا نامستقيمى قرار بگيرد. ضمانت اين موجوديت و حفظ اين گونه بودن و دگرباشى، در مرتبه نخست، وظيفه بى چون و چراى دولت و نظام مملکت است ﴿بايد باشد﴾. آسيب به کرامت انسانى ، در هر شکل، به معنى از هم پاشيدگى زندگى شهروندى، نابودى همبستگى و خطرى براى زندگى صلح آميز انسان هاست. ׳

 

پاى بندى به رعايت و اجراى حقوق بشر و احترام بى دريغ به کرامت انسانى، بزرگ ترين و ارزش مندترين دستاورد فرهنگ و تمدن عموم بشرى از آغاز تا به امروز است. ׳

 

 انسان موجودى است آزاد و خردمند. انسان اين توانايى و استعداد را دارد. پس هر گونه برخورد ابزارى نسبت به وى نبايد قابل تحمل باشد. دردا و دريغا، که به دليل عقب ماندگى هاى سياسى  فرهنگى و زورگويى هاى اقتصادى  ايديولوژيک، هنوز پاسدارى از کرامت انسانى در صحنه بين المللى و روابط ميان فرهنگى داراى نقش قانون گزار واقعى و تعيين کننده اى نشده است. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭