کار، پيشه ﴿work ,Arbeit﴾ ׳
کار مفهومى است که در تمام شاخه هاى زندگى کاربرد داشته و دربرگيرنده معناهاى گوناگون است. اين واژه بسيار دير وارد فلسفه شد ﴿ در مرحله گذار کار دستى و کشاورزى به جهان صنعتى و مدرن توسط لاک، روسو، هگل، مارکس و انگلس﴾. ׳
- معنى کار در مرحله پيش فلسفى: عمل مورد درخواست و براى تامين چيزهاى لازم، سامان دادن و بهتر نمودن شرايط زندگى و بعنوان نتيجه اين فعاليت ها. ׳
در زبان امروزى، کار به معنى کنش هاى برنامه ريزى شده انسانى است در وابستگى با طبيعت و پاسخ به نيازهاى طبيعى و اجتماعى با استفاده از ابزارهاى ويژه به منظور توليد و يا دادن خدمات مشخص. ׳
کار بنيان و شکل دهنده هستى انسانى است. توليد کنندگى، ويژه نماى نوع انسان است و کار، روندى است براى توليد جهان ﴿مارکس﴾. ׳
در جهان صنعتى موجود، به دليل توليد قطعات و تقسيم روند توليد کالا به بخش هاى کوچک تر، کنترل شديد آهنگ و تندى کار، ... از شکوفايى فردى و آزادى انسان جلوگيرى شده است ﴿اتفريد هوفه﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭