جنسيت ، سکسيت ﴿sexuality﴾ ׳

 

شکل و ساختمان بدنى موجود انسانى با تاکيد بر اندام تناسلى او که لذت ويژه مرد يا زن بودن را بعنوان يک تجربه روانى، ممکن مى سازد. ׳

در بررسى هاى اخلاقى امور جنسى به جنبه هاى گوناگونى بر مى خوريم: ׳

کارکردهاى زيستمانى - تن کردارى ﴿بيولوژيک - فيزيولوژيک﴾ مربوط به جنسيت، روان شناسى ميل جنسى و انگيزه هاى آن، اندرآژيرش و هم جوشى و ارتباط گيرى هاى انسانى و چگونگى آن در متن جامعه. ׳

 هيچ يک از اين جنبه ها را نمى توان بطور کامل از هم جدا ساخت و يا مطلق نمود. ׳

از نظر زيستمانى، رابطه جنسى يک حق طبيعى است که براى توليد مثل و بقاى نوع لازم است. اخلاق، از اين زاويه، يعنى تشويق به ازدواج ميان زن و مرد ﴿هتروسکسوئل﴾ و بچه دار شدن. ׳

 جنسيت از نظر روانى و اجتماعى داراى معنا و مفهوم عشق ورزى شده و بيان گر عشق فردى است،  عشقى که تنها و تنها نسبت به جنس مخالف نبوده و مى تواند نسبت به هم جنس هم شکل بگيرد. ׳

توليد مثل امرى است طبيعى، ولى براى جلوگيرى از خطر افزايش جمعيت بايد کنترل شود. يکى از راه هاى جلوگيرى، سترون و عقيم شدن است که البته گاهى همراه تنش هاى شديد ميان تمايل زيستمانى از يک سو، و خواست روانى اجتماعى از سوى ديگر است. باردارى ناخواسته هم مى تواند عشق فردى را محدود کرده و به خطر اندازد. انسان ها بطور آزاد و در صلح با يکديگر ارتباط مى گيرند و در هر حال بايد در تعيين سرنوشت خود شرکت کنند. ׳

روان شناسى سکس به اندازه زيادى از روانکاوى فرويد تاثير گرفته و تکامل يافته است. ׳

فرويد نشان داد که لذت بردن از دوران کودکى آغاز مى شود: ׳

 کودک از طريق اندام هاى دريافت خوراک ﴿دهان﴾ و دفع آن ﴿مقعد﴾ لذت را تجربه مى کند ﴿لذت عضوى يا ارگانى﴾. روند اجتماعى شدن کودک از چندين مرحله ى تکاملى مى گذرد. در نخستين مرحله، اندام گيرنده لذت، دهان است ﴿مرحله دهانى يا اورال رشد شخصيت﴾. ايست روانى فرد در اين مرحله سبب دريافت لذت هاى بعدى جنسى بر همين پايه مى شود که همراه ترس از جدايى بوده و تمايل به ذوب احساس را به نمايش مى گذارد ﴿لذت جنسى در گروه يا در روسپى خانه ها﴾. ׳

در مرحله بعدى روند اجتماعى شدن و رشد کودک، اندام ويژه دريافت لذت، محل دفع يا مقعد است ﴿مرحله آنال﴾. در جا زدن و بازماندن در اين مرحله خود را در حالت کنش پذير ﴿پاسيو﴾ به صورت مازوخيسم ﴿خود آزارى، درد پرستى﴾ نشان مى دهد و در حالت فعل نما ﴿اکتيو﴾ به گونه ساديسم ﴿دگر آزارى، آزار بارگى﴾ بروز مى نمايد. در مرحله آگاهى و پى بردن به اندام تناسلى ﴿مرحله فاليک﴾ است که مرحله لذت بردن از طريق استمنا و خود ارضاعى آغاز مى شود. کودک در اين زمان نگاه و توجه خود را به والدين ﴿يا سرپرست هاى مستقيم﴾ خود متمرکز مى کند، که در وابستگى به موفقيت يا شکست در اين ارتباط، گرايش هاى هم جنس گرايى يا دگر جنس خواهى در آينده را سبب مى گردد. ׳

 در مرحله آغازين اجتماعى شدن، آموزش و پرورش داراى مهم ترين نقش و تاثير است. هر گاه خواسته ها و لذت هاى کودک در يکى از مرحله ها سرکوب شود، بعدن در شکل روان نژندى بروز مى کند، ولى در صورت رشد نايافتگى و ماندن در يکى از مرحله هاست که جريان طبيعى رشد قطع شده و فرد را به سوى همجنس گرايى و يا گرايش هاى جنسى متفاوت خواهد کشاند. ׳

 عدم پذيرش علمى همجنس گرايى هرگز نبايد به معنى توهين و يا حق کشى نسبت به هم جنس گرايان باشد. هر فرد انسانى در حوزه زندگى خصوصى خود و شکل دادن روابط آن، آزاد و خود مختار است. بطورى که استمنا و کام جويى از خويش را هم نبايد مردود شمرد. البته، وظيفه اخلاقى در اين است که رابطه عاشقانه و جنسى ميان دو نفر آسيبى نبينند. ׳

غريزه جنسى و ارضاى آن، بخش جدا ناپذير وجود انسان است و چشم پوشى و يا سرکوب آن، ناممکن خطرناک است. انسان ها، برخلاف حيوانات، يک زمان معين براى جفت گيرى و توليد مثل ندارند. ׳

 وجود غريزه جنسى هم براى تشکيل جمع و ارتباط هاى اجتماعى تعيين کننده نيست. از نظر اصولى، شريک جنسى و موقعيت هاى رفتار جنسى انسان هم مى توانند تغيير يابند. ׳

کشش هاى جنسى نقش مهمى در يافتن شريک زندگى دارند، ولى بسيار مهم تر از آن، ديدگاه هاى مشترک و نيروهاى روحى هر کدام از آنهاست که پيش زمينه ارتباط هاى جنسى را فراهم مى سازد. ׳

 عشق و رابطه جنسى تضمين کننده يکديگر نيستند و هر گاه موفقيت در هر دو زمينه و بطور موازى وجود ندارند، مى توان مشکل را در يک سطح هيجانى پايين تر و با رعايت ميانه روى و تفاهم حل نمود. ازدواج و همسر گزينى فرآورده ى جريان تکاملى پر فراز و نشيبى در تاريخ زندگى اجتماعى است، که نشان دهنده همگرايى رشد يابنده و تفاهم در زمينه هاى گوناگون هيجانى، احساسى و شخصيتى افراد در اين رابطه است و بر همين پايه نمى توان رابطه جنسى پيش از ازدواج را کاملن مردود دانست. البته، شرم و حيا حکم مى کند که هر دو طرف رعايت يکديگر را نموده و در برقرارى اين رابطه کمال احتياط را بنمايند. ׳

جنسيت و سلامت ارتباط هاى جنسى داراى اهميت سياسى هم هست: پژوهش هاى علمى نمايان گر وجود رابطه مستقيم ميان خشونت و سرکوبى نيازهاى جنسى افراد است. رفتار نامناسب نسبت به خواسته ها و کشش هاى جنسى به ويژه در نوجوانان و جوانان سبب افزايش روحيه وحشى گرى و خشونت طلبى مى گردد که با زندگى جمعى آزاد و صلح آميز همخوان نبوده و داراى پيامدهاى بس ناگوارى خواهد بود. آموزش هاى جنسى و آزادى در حوزه جنسى خصوصى از ارکان وجودى نظام هاى دمکراتيک است. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭