اندرباش ﴿immanent﴾
׳
آنچه در خويشتن خويش وجود داشته يا
باقى مى ماند و به چيزى در خارج از خود چنگ نمى اندازد. مفهوم اندرباش در برابر
مفهوم برين ﴿transcendent﴾ قرار دارد. ׳
- روش مطالعه، بررسى و نقد يک موضوع
برپايه داده هاى همان موضوع و در همان چارچوب. در اين روش براى نقد يک انديشه، طرح،
نظريه، ... از پيش شرط هاى خود آن انديشه، طرح، ... استفاده شده و به آنها پرداخته
مى شود. ׳
- داورى هر چيز با تکيه بر داده ها و
پيش شرط هاى خود آن چيز. ׳
- کاربرد مفهوم اندرباش در تئورى شناخت
به اين معنى است که نبايد از حد و مرز تجربه خارج شده و به فراى آن گام نهاد.
׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭