ايدئولوژى ﴿ideology ,Ideologie﴾
׳
ايديولوژى ﴿واژه يونانى فرانسوى به
معنى ايده شناسى ﴾ ׳
مفهومى مورد انتقاد در تئورى شناخت و
تئورى انتقادى - اجتماعى، چرا که تنها بخشى از واقعيت را ، براى تامين منافع و يا
هدف هاى مشخص، مورد توجه قرار مى دهد. ׳
- در مفهوم پوزيتيويستى آن ﴿ با
تاکيد بر واقعيت بعنوان دريافت هاى حسى تجربى﴾، تمام ايده ها، جهان بينى ها و
تئورى هاى غير تجربى را مى توان ايدئولوژى و يا وهم و خيال نادرست ناميد.
׳
- ايدئولوژى از ديدگاه مارکس:
׳
در يک مفهوم کلى مى توان هرگونه تئورى
و يا جهان بينى را ايدئولوژى دانست که در ساخت روبناى فرهنگى شرکت داشته و توسط
زيربناى اقتصادى جامعه تعيين مى شود. ׳
ايدئولوژى مى تواند نوعى از آگاهى
نادرست باشد، به اين معنى که طبقه حاکم، ايدئولوژى و منافع خود را بعنوان ايدئولوژى
و منافع تمام مردم معرفى و تبليغ مى کند. ׳
مارکس اين امکان را مطرح مى سازد که
مى توان با ايدئولوژى انتقادى پيشرو، در برابر ايدئولوژى سرکوب گر حاکم ايستادگى و
مبارزه نمود ﴿ايدئولوژى بر عليه ايدئولوژى﴾. ׳
- در گفتمان هاى دوران کنونى تعريف
مارکس از ايدئولوژى را پذيرفته اند ولى پاسخ ايدئولوژيک را مردود مى دانند، چرا که
ايدئولوژى، بنا بر تعريف و بار نهفته در آن، وارونه جلوه دادن واقعيت و يا ارايه
تئورى و تصوير اشتباه از آن است. ׳
در رابطه با ايدئولوژى، در اين دوران،
دو گونه تمايل اصلى وجود دارد: ׳
- ١ جايگزينى ايدئولوژى با تئورى علمى
﴿کارل پوپر، آلتوسر، هابرماس﴾. ׳
- ٢ اجتناب ناپذيرى ايدئولوژى بعنوان
پديده اى ذهنى ﴿آدورنو﴾. ׳
- ايدئولوژى، در معنى هيچ سويه و بى
طرفانه آن، به جهان بينى مذهبى و آموزه هاى گروهى يا فرقه اى هم گفته مى شود.
׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭