ايده آل، آرمانى ﴿ideal﴾
׳
- نمونه و الگوى مورد آرزو.
׳
- اشتياق بسوى کمال، به ايده بدون نقص
نزديک شدن. ׳
مردمان در دوره هاى متفاوت و شرايط
گوناگون داراى ايده آل هاى ويژه خود مى باشند. ׳
ايده آل ها نقش سازنده و نيرو دهنده
اى دارند. براى کانت و فيشته، طرح مفهوم ايده آل داراى اهميت هستند، چرا که مى توان
بر اين اساس دنياى واقعى را مورد سنجش نسبى قرار داد. ׳
- ويژگى هاى مشخصى از پديده هاى
گوناگون و جداگانه را از راه انتزاع جمع نموده و آنها را براى يک پديده ى ذهنى و
ايده آل در نظر مى گيريم، سپس اين پديده ايده آل را سنجه واقعيت قرار مى دهيم:
مثلن، " خوبى" بعنوان يک ايده آل داراى ويژگى هايى است که مى توان خوبى تصميم ها،
کنش ها و يا هر پديده اى را نسبت به آن سنجيد. ׳
برپايه آموزش هاى روان شناسى، ايده
پردازى و ساختن ايده ها از دوران کودکى آغاز شده و با روند اجتماعى شدن کودک ارتباط
مى يابد: در جريان شکل گيرى و دريافت حسى مفهوم " من"، کودک نيروى پدر و مادر خود
را برتر شمرده و آن را در تخيل خود بزرگتر مى کند. سپس اين ايده سازى در شکل "
وجدان" متبلور مى شود. وجدانى که امر و نهى ها و حکم هاى پدر و مادر را در خود
داشته و جزيى از شخصيت مى شود. ׳
ايده آل را نبايد با الگو ﴿سرمشق،
ايدول﴾ اشتباه گرفت. الگو ﴿سرمشق﴾ داراى کارکرد ايديولوژيک به منظور جبران کمبودها
و يا شکست هاست و حتمن نبايد ايده آل باشد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭