اومانيسم، انسان باورى، اصالت بشر
﴿Humanism﴾ ׳
اومانيسم از واژه لاتين humanitas به
معنى انسانيت. ׳
انديشه هايى انسان گرايانه
﴿آنتروپوسنتريک﴾ که از زاويه آگاهى و شعور انسانى به تمام هستى نگريسته و انسان را
پايه و اساس ارزش ها مى داند. اين ارزش ممکن است در حالت غيريت يافتگى و از خود
بيگانگى، آسيب ديده و يا فراموش شود. ׳
سيسرو انسانيت را بالاترين مرحله
شکوفايى اخلاقى - فرهنگى مى دانست. ׳
اومانيسم، بعنوان يک جنبش، مجموعه ى
آن جهت گيرى هايى است که در برابر کليساى کاتوليک قرار گرفت. دوران اومانيسم را پيش
زمينه دوران نوزايى ﴿رنسانس﴾ اروپا مى دانند. دانته، تيرارکا، بوکاچينو، پدران
اومانيسم ايتاليايى بودند که از نظر تاريخى ادامه دهنده گان اومانيسم بيزانس به
شمار مى روند. برخى از کاردينال ها، کشيش ها و حتا پاپ پيوس دوم نيز از جانبداران
اومانيسم بودند. ׳
ويو Vive ﴿در اسپانيا﴾، ژان بودن،
ميشل دومونتان ﴿در فرانسه﴾، توماس موروس، توماس اليوت ﴿در انگلستان﴾ از چهره هاى
سرشناس اومانيسم هستند. اومانيست ها همچنين در هلند، آلمان و اتريش فعال بودند.
پايان اومانيسم در آلمان به دوران رفورم و اصلاحات در کليسا مى پيوندد. اومانيسم
جديد در آغاز سده نوزدهم از سوى شخصيت هايى چون هومبولت، هردر، گوته، لسينگ و
شيلرنمايندگى شده است. ׳
اومانيسم بعنوان گونه اى از
پراگماتيسم، در عرصه شناخت بر اين اصل استوار است که
تمام شناخت بشرى و مجموعه دانستنى هاى
موجود و ممکن مى توانند تنها و تنها از ديدگاهى انسانى وجود داشته باشند و هرگز نمى
توان به مرتبه اى خارج و فراى درک و فهم بشرى راه يافت، چرا که هر دانسته و شناختى
بايد در خدمت برآوردن نياز و تابع امکانات بشرى باشد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭