حقوق بشر ، حقوق پايه اى ﴿Menchenrechte ,human rights﴾ ׳
هر موجود انسانى به صرف انسان بودن خود و بطور ذاتى داراى حقوقى است که به يکسان، در همه جا و تمام زمان ها اعتبار دارند. ׳
اين تعريف کلى، مورد تاييد و توافق فلسفه، حقوق، يزدان شناسى، علوم سياسى و حتا دستگاه هاى تبليغاتى هم قرار گرفته است. ׳
حقوق انسانى که به زمان، مکان و شرايط وابسته باشند، حقوق اثباتى ﴿پوزيتيويستى﴾ هستند. ׳
نخستين فيلسوف هاى پيشگام حقوق بشر، در بعد سياسى - اجتماعى آن، خرد گرايان جانبدار حقوق طبيعى بودند ﴿هابس، لاک، ولف﴾. ׳
حق زندگى، آزادى، حق مالکيت، امنيت، حق تصميم و تلاش براى خوش بختى، نخستين بار در اعلاميه ويرجينيا در سال ١٧٧٦ ﴿Virginian Bill of Rights﴾ و سپس در بيانيه حقوق شهروندى در انقلاب فرانسه ﴿١٧٨٩﴾ آورده شد. ׳
رهايى فرد و تضمين حقوق فردى در برابر نيروى اعمال قهر حکومتى، نخستين مرحله تکوين حقوق بشر بود که با طرح قانون اساسى فرانسه در سال ١٧٩٣ به مرحله دوم يعنى رسميت بخشيدن به فرد، بدليل فرد بودن خود، انجاميد ﴿حق آموزش و پرورش﴾. ׳
حقوق بشر در سطح جهانى، از سوى سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانى دوم در سال ١۹۴٨ به
رسميت شناخته شد، که در آغاز همراه تعهد اجرايى نبود. ابتدا در اروپا بود که رعايت حقوق بشر براى حکومت هاى اروپايى الزامى شد ﴿در شکل کنوانسيون حمايت از آزادى ها و حقوق پايه اى بشر در سال ١۹۵٢ ، پاريس﴾. ׳
در جمهورى فدرال آلمان، حقوق بشر در اصل هاى يک تا نوزده قانون اساسى وارد گرديده و خدشه ناپذيرى کرامت ذاتى انسان بعنوان بالاترين و حياتى ترين ارزش شناخته شده است. ׳
در قانون اساسى آلمان، حقوق بشر جزيى از اصول سازمانى و حکومتى است: ׳
سيستم فدرال، تقسيم سه گانه نيروها، حاکميت خلق، حکومت حقوقى قانونى و اجتماعى. ׳
حقوق بشر در برگيرنده حقوق شهروندى هم هست: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق رسيدگى حقوقى و قضايى، تضمين حقوق فردى در همه حال ﴿هم چنين در دوران اسارت در زندان﴾. ׳
حقوق پايه اى بشر را تحت هيچ شريطى نمى توان نقض نمود. براى برخى از گروه هاى شغلى ﴿کارمندان دولت، ارتشى ها، دانش آموزان، دانشجويان﴾ و در زندان ها، حقوق بنيانى داراى
محدوديت هايى مى شود، ولى اصل اساسى کرامت انسانى بايد همچنان بدون خدشه پا بر جا بماند. ׳
شان و کرامت انسان، آزادى و زندگى او داراى ارزش مطلق و بدون چون و چرا هستند ﴿ارزش و پايه ارزش ها﴾. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭