هنجار ﴿norm﴾ ׳
مفهوم هنجار در زبان روزمره و در زبان علمى داراى تفاوت معنايى زيادى است. ׳
گروهى از چيزها را در نظر گرفته و آنچه را که در اختلاف با آنها باشد به عنوان ناهنجار مى ناميم. ׳
در اين حالت، هنجار بيان گر ميانگين داده هاى تجربى مشترک در يک گروه است. ׳
ايده يا مفهومى که ويژه گى يا خصلت مشخصى را مرزبندى نموده و ديگر رفتارها را در نزديکى و تناسب با آن مى سنجند ﴿مثلن در مکانيک، هندسه، هنر﴾. ׳
در کاربرد پراگماتيستى اين مفهوم، رفتارها و خصلت ها در چارچوب هنجارى آن طبقه بندى مى شوند ﴿قاعده بازى، استانداردهاى فنى﴾. ׳
هنجار در حقوق و اخلاق، جهت ياب عمومى به شمار مى رود يعنى يک جهت نما براى کنش هاى فردى و جمعى است. در اين حالت، هنجار يا مشروط است ﴿نسبت به شرايط تعيين مى شود﴾ و يا نامشروط ، که ربطى به شرايط موجود ندارد. ׳
مفهوم هنجار در فلسفه نظرى و عملى جايگاه مهمى دارد. هر آن جايى که کنش هاى انسانى به خود و چيزها نظم دهند، هنجارى وجود دارد. بنا بر اين، هنجار، هر قاعده اى است که رفتار، فکر، زبان، چيزها و ارتباط هاى انسانى را نظم داده و تنظيم مى کند. ׳
هنجارهاى منطقى، آن قاعده هايى هستند که شکل بحث بدون تناقض را ممکن مى سازند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭