همسازى ، سازش ﴿compromise﴾ ׳
ايجاد آشتى، توازن و همخوانى ميان دو يا چند عقيده، علاقه، جهت گيرى و يا تصميم به منظور رسيدن به راه حل و يا امکانى که به بهترين نتيجه نزديکتر باشد و يا کشمکش هاى احتمالى را کاهش دهد. هر گونه تلاش براى سازش و همسازى به معنى انجام يک کنش است و در نتيجه بار اخلاقى داشته و بايد بطور مسئولانه اى پى گيرى شود. ׳
در بسيارى از موارد براى رسيدن به سازش و همسازى بايد از فرد يا نيروى سوم يارى گرفت. هر گاه دو طرف يک " همسازى" داراى قدرت برابر باشند، مدت زمان لازم براى سازش هم مى تواند درازتر باشد. در مواردى که دو جانب اين همسازى در قدرت هاى خود نابرابر باشند، خطر فشار از سوى قدرتمند وجود دارد، که به نوبه خود ممکن است سبب احساس خشم و ميل به واکنش هاى تلافى جويانه بشود. در چنين شرايطى، اصولن امکان همسازى وجود ندارد، مگر اينکه واکنش هاى احتمالى نيروى ناتوان، کنترل پذير باشند و يا نيروى تواناتر به همسازى بيشترى تمايل نشان دهد ﴿به هر دليلى﴾. ׳
هر گاه اختلاف شديد باشد و يا نيروها براى همسازى کمترين آمادگى را داشته باشند، بايد تا اندازه ممکن و عملى به همسازى و توافق رسيد، چرا که نخستين همسازى ها، هر چند هم ناچيز باشند، مى توانند در دراز مدت پايه همسازى هاى ديگرى قرار بگيرند. ׳
همسازى به ويژه ميان نيروهاى سياسى، يکى از پايه هاى دمکراسى در هر جامعه اى است. ׳
نيروهايى که به دمکراسى علاقه و اعتقاد بيشترى داشته باشند، آمادگى عملى زيادترى هم براى همسازى و همکارى با ديگر نيروهاى کوچک و بزرگ نشان مى دهند. ׳
براى نيروهاى مردمى و دمکراتيک، اصولى وجود دارند که هرگز موضوع سازش با اين و آن قرار نمى گيرند: اصول اخلاقى دمکراتيک و حقوق بشر. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭