حق طبيعى ﴿Naturrecht ,natural right﴾ ׳
مجموعه حقوق و يا سيستم حقوقى که اعتبار و حقانيت خود را، بر خلاف حقوق اثباتى ﴿پوزيتيويستى﴾، نه از قراردادها و توافق هاى جمعى، بلکه تنها از موجوديت و رابطه هاى طبيعى بدست مى آورند. ׳
پيدايش حق طبيعى به آناکسيماندر، هراکليت و پارمنيدس ﴿فيلسوفان پيش سقراطى﴾ باز مى گردد. ׳
براى ارسطو و افلاطون هم طبيعت اساس و سنجه همه چيز است. حق طبيعى از سوى توماس هابس بر پايه حفظ و بقاى نوع، دليل آورى شده است. براى رواقيون، هستى در کليت خود خردمند بوده و تابع قانون هاى خردمندانه مى باشد و مى توان بر پايه آنها وظيفه ها و قانون هاى زندگى فردى و جمعى را مشخص نمود. ديدگاه طبيعت گرايانه رواقيون مورد اين انتقاد قرار گرفته است: در طبيعت، هم شکل تماميت گرايى ﴿کندوى زنبورها﴾ و هم شکل دمکراتيک زندگى جمعى ﴿در ميان خزها﴾ وجود دارند و از اين رو نمى توان با تکيه بر داده هاى طبيعى، شيوه زندگى اجتماعى انسانى را نتيجه گرفت. ׳
در سده هاى ميانه، حقوق طبيعى يا الاهى را از حقوق اثباتى و مصنوع بشر جدا نمودند: حقوق الاهى بطور طبيعى براى فرد و جمع وجود داشته و ربطى به مکان و زمان ندارند ﴿مانند توليد مثل، بقاى نوع، ...﴾، ولى حقوق اثباتى توسط انسان تعيين شده و در زمان و مکان محدود مى باشند. در حالى که هابس و لاک، همراه برخى ديگر فيلسوف ها، در تفسيرهاى خود درباره طبيعت، به قاعده مندى هاى ويژه و خردمندانه در زندگى اجتماعى توجه نمودند، هيوم و اسميت اين قاعده ها را نتيجه روندهاى تکاملى مى ديدند. براى کانت، درک حقوقى به گونه اى پيش اندرانه در نزد هر موجود خردمندى نهفته است تا او بتواند با ديگر موجودهاى خردمند ارتباط برقرار نمايد. از نظر او، قانون عمومى همزيستى ايجاب مى کند که افراد خردمند يکديگر را تحمل و رعايت کنند. البته، همه ى انسان ها بطور خود به خود و طبيعى از اين قانون سراسرى پيروى نمى کنند و بايد براى تحقق آن يک نهاد حکومتى توانايى را بر پا سازند. معيار و سنجه حقانيت حقوق در همخوانى دقيق آنها با خرد است. ׳
در دوران کنونى، در حالى که پوزيتيويست ها با مفهوم حق طبيعى مخالفت دارند، فيلسوف هايى چون ارنست بلوخ و جان رالز به حق طبيعى پرداخته و در اين موضع قرار مى گيرند. ׳
با وجود تمام انتقادهايى که نسبت به حق طبيعى وارد شده است، مى توان اين ايده را ، در شکلى که کانت مطرح نموده است، بعنوان اصلى راهنما در نظر گرفت که دست کم داراى نقشى کمکى مى باشد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭