گناه ، بزه ﴿guilt ,Schuld﴾ ׳
١- گناه اخلاقى : ׳
هنگامى است که بطور آگاهانه و اختيارى بدنبال انجام و يا انجام ندادن عملى، به وجدان يا به يکى از هنجارهاى موجود آسيبى وارد شود. ׳
٢-گناه حقوقى : ׳
به معنى شکستن و يا رعايت نکردن قانون هاى موجود و رسمى است. ׳
ارتکاب جرم حقوقى، معمولن، از نظر اخلاقى هم گناه است. اما گناه اخلاقى حتمن نبايد با جرم حقوقى همسنگ باشد. براى مثال، يک وظيفه اخلاقى که قانون حکم به اجراى آن را نداده است، ممکن است بر پايه علاقه و يا تمايل شخصى به تعويق افتاده و يا اصلن انجام نشود. در موارد نادرى ممکن است سرپيچى از قانون به معنى گناه اخلاقى نباشد که نمونه آن را مى توان در شرايطى ديد که قانون گزار و يا حاکميت موجود، خودش غير قانونى است ﴿غير دمکراتيک است﴾ و اجراى آن حکم و قانون مشخص براى استفاده غير اخلاقى باشد. ׳
پيش شرط هر گناه اخلاقى در آزادى و اختيار کنش گر نهفته است. کيفردهى يک گناه اخلاقى، بر خلاف گناه حقوقى، نقش درجه نخست را ندارد، چرا که پيش از هر چيز شايستگى و احترام شخص گناهکار را به زير پرسش برده است. ׳
گناه اخلاقى و حقوقى تنها در مورد کسانى مى تواند بکار رود که از نظر روانى و داشتن احساس مسئوليت دچار اشکال هاى جدى نباشند. ׳
مطابق آموزه هاى مذهبى، گناه نه تنها در ارتباط هاى انسانى ﴿يعنى اخلاقى و حقوقى﴾، بلکه در رابطه با نافرمانى از دستورات خداوندى ﴿دينى﴾ هم وجود دارد، که بايد از آن گناهان دورى نموده و براى جبران ، طلب آمرزش و توبه نمود. در اين حالت، مفهوم گناه امرى است اعتقادى با ريشه ها و پيامدهاى تفسيرگرايانه و با خصلتى که بطور جدى غير قابل سنجش و اندازه گيرى مى نمايد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭