غيرمنطقى ، نتيجه گيرى هاى اشتباه
مواردى که يک دليل را از اعتبار انداخته و به نتيجه گيرى اشتباه منجر مى شوند: ׳
-١ ابهام، ايهام، چند پهلويى ﴿equivocation﴾ ׳
مثال: ׳
دانش قدرت است ﴿فرانسيس بيکن﴾ ׳
قدرت فساد مى آورد ﴿لرد اکتون﴾ ׳
نتيجه: قدرت فساد مى آورد. ׳
اين نتيجه گيرى برپايه استفاده معنايى متفاوت از مفهوم " قدرت" است. ׳
قدرت در جمله نخست به معنى تسلط بر طبيعت است و در جمله دوم به معنى کنترل افراد و فرمانروايى بر انسان هاست. ׳
-٢ شخص بنياد ﴿argumentum ad hominem﴾ ׳
دليل آورى اشتباه که براى نتيجه گيرى خود، نه به واقعيت و رخداد، بلکه به شخصيت گوينده، انگيزه و نام و نشان يا آبروى او رجوع مى کند. ׳
در حالى که استفاده از مرجع داراى صلاحيت، براى کمک به استدلال و نتيجه گيرى، موضوعى پسنديده است، نبايد از يک مرجع مشخص براى دليل آورى در زمينه هاى نامربوط به او استفاده نمود. براى مثال، داروين يک دانشمند برجسته در زيست شناسى است، ولى در زمينه امور فلسفى و دين صاحب نظر نيست. يا همين طور، آوردن حکم از سوى اينشتين، فيزيکدان بزرگ، در زمينه اقتصاد سياسى، امرى غير منطقى و اشتباه است. ׳
موفقيت دليل آورى ها و نتيجه گيرى هاى شخص بنياد در تاثيرهاى روانى و هيجانى است که در شنونده يا خواننده ايجاد مى کند، ولى منطقى نبوده و بايد در بحث هاى جدى از آنها بطور کامل پرهيز کرد. براى نمونه " : اين موضع آن نماينده مجلس درست نيست، چرا که او يک شخص خوش گذران است و در مواردى هم رفتارهاى غير اخلاقى داشته است". ׳
-٣ استفاده از خود نتيجه براى تاييد دليل آورى، مصادره به مطلوب ﴿petitio principii﴾ ׳
در اين حالت، گزاره مورد اثبات با همان گزاره هاى نتيجه گيرى، فرمول بندى مى شود. ׳
نمونه ساده و آشکار" : سود و نفع حکومت در برقرارى و پاسدارى کامل از حقوق افراد است، چرا که آزادى و برخوردارى افراد از تمام حقوق ها، براى يک حکومت بسيار سودمند است". ׳
نمونه پنهان" : تنها هنگامى که رفتار من از نگاه ديگران به گونه ديگرى ممکن مى بود، مى توان مرا مسئول اخلاقى آن رفتار دانست، از ديد افراد ديگر، يک فرد در مورد رفتارى که گزينه هاى ديگرى ندارد، داراى مسئوليت اخلاقى نيست. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭