اکنون، زمان حال، حاضر ﴿Gegenwart
,present﴾ ׳
زمانى که ما آن را هم اکنون و در همين
حال تجربه مى کنيم. اکنون، يعنى زمان صفر و مکان بى نهايت.
׳
اکنون همواره در يک زمان مشخص و محدود
تجربه و دريافت مى شود و مرکز محور مختصات جهت گيرى زمانى ماست. اکنونيت نظم
ساختمانى درک زمانى ماست که ميان گذشته ﴿که ديگر نيست﴾ و آينده ﴿که هنوز نيست﴾ قرار
دارد. يعنى ميان دو نيستى. ׳
ترتيب زمانى ﴿گذشته، حال، آينده﴾ ويژه
گى شعور انسانى است. مطابق فيزيک مدرن، در
واقعيت محض ﴿فيزيکى﴾، اين ترتيب زمانى
وجود ندارد: همه چيز هست و در نتيجه، مى توانند اکنون ها و اکنونيت هاى متفاوت و
گوناگونى وجود داشته باشند، بطورى که ترتيب زمانى و مکانى پديده ها امکان دگرسانى
﴿ترانسفورماسيون﴾ آنها را مطرح مى کند. ׳
- اکنون، مرحله گذار ميان دو نبودگى
است. در اکنون، همه چيز از گذشته به آينده مى پيوندد. اکنون افقى است که در واقعيت
﴿براى ما﴾ پديدار مى گردد و ما خود را مشاهده مى کنيم، داورى نموده، ارزش گزارى
کرده و کنش هاى خود را شکل مى دهيم ﴿هايدگر﴾. ׳
- اکنون، هميشه و در همه حال، يعنى
حاضر بودن در برابر چيزى يا کسى ﴿مارسل﴾. ׳
- اکنون يعنى ابديتى که همه چيز در آن
حاضر است ﴿بوتيوس﴾. ׳
- در اين رابطه مفهوم آينده شناسى
﴿فوتورولوژى futurology﴾ مطرح شده است: ׳
آينده شناسى، نامى براى يک رشته علمى
است که تمام اندازه ها و رويدادهاى قابل پيش بينى را در زندگى عملى مورد بررسى قرار
مى دهد و تلاش دارد که آينده را بطور سيستماتيک پژوهش نمايد.
׳
آينده شناسى، برخلاف علم آمار و
دانش احتمالات، به تجربه هاى جداگانه دانشمندان و انديشمندان نظر نداشته و همکارى
هاى گسترده در تمام علوم بشرى را در هم پيوندى با يکديگر، براى شناخت دقيق آينده،
بکار مى گيرد. فرض اين است که مى توان روندهاى سياسى، فرهنگى، اجتماعى، علمى، ...
را به گونه اى سيستماتيک موضوع پژوهش قرار داد تا تصوير هر چه روشن ترى از آينده
ارايه نمود. ׳
نياز به چنين دانشى در دنياى مدرن
بسيار مطرح است، چرا که آينده اقتصاد و سياست هاى کلان بايد کاملن شناخته شوند.
جامعه مدرن ديگر نمى تواند و نمى خواهد بر پايه احتمال و سنت هاى پيشين در آينده اى
نامعلوم گام نهد. مشکل هاى اخلاقى، سياسى، فرهنگى، محيط زيستى، اجتماعى، ... کنونى
را بايد از دريچه مطمئن آينده نگريست و متناسب با آن واکنش نشان داد: انسان براى
تامين خوش بختى و بقاى خود مى خواهد و بايد از مرزهاى زمانى عبور نمايد و هر چه
بيشتر و بهتر و دقيق تر دانسته و عمل کند؛ وظيفه آينده شناسان کمک به تحقق اين نياز
و آرزوى انسانى است. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭