فونکسيوناليسم ﴿functionalism﴾ ׳
فونکسيوناليسم ﴿کارکرد باورى، کارکرد نگرى﴾ از واژه لاتين fungi به معنى انجام دادن. ׳
- تئورى که شعور و آگاهى را کارکرد سيستم مرکزى اعصاب مى داند. ׳
چنين کارکردى را مى توان مانند برنامه يک کامپيوتر در نظر گرفت. پديده آگاهى هم بسان برنامه اى است که سيستم عصبى و به ويژه مغز، اندام بوجود آورنده و اجرا کننده آن است. يعنى، آگاهى حالتى است که برآمده از مجموعه وجودى مغز است و با ساختمان آن يکى نيست. ׳
اين تئورى به ويژه از سوى پوتنام، فيلسوف آمريکايى، پرداخته شده است. ׳
- نگرش فونکسيوناليستى در جامعه شناسى که به نقش رفتارهاى جمعى، نهادها و ارگان هاى اجتماعى و کارکرد آنها به عنوان يک مجموعه توجه مى کند. ׳
برخى نويسندگان، وظيفه جامعه شناسى را در کشف کارکردهاى نهفته مجموعه ها و نهادها دانسته اند، کارکردهايى که براى افراد بطور جداگانه، آشکار نيستند. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭