فضيلت ، نيک صفتى ، صفت نيک اخلاقى ﴿Tugend ,virtue﴾ ׳
يونانى arete
لاتين virtus
فضيلت يا نيک صفتى يک مفهوم اخلاقى است که در زندگى شهروندى کنونى از آن با عنوان هايى چون مردم دوستى، از خود گذشتگى، جوان مردى، تواضع، مدارا جويى، نظم پذيرى، انضباط، صرفه جويى، کارآمدى، وقت شناسى، ... ياد مى کنند، يعنى درون مايه اصلى آن فراموش نشده است. ׳
فضيلت داشتن، در فلسفه اخلاق، يک حالت ايده آل است: انسان فاضل، انسانى است که آموزش و پرورش يافته و داراى شخصيت کامل انسانى است. چنين شخصى، نيازهاى خود را سرکوب ننموده و برده آنها هم نيست. فضيلت، تبلور خود مختارى، سرورى و آزادگى روح انسانى است که توپ بازى و ابزار خود يا ديگرى نباشد. فضيلت را مى توان و بايد با تمرين و ممارست کسب نمود: ׳
رعايت اخلاق و اصول اخلاقى نه به خاطر مد بودن، از روى عادت، بطور اتفاقى، زور و اجبار... که تنها به دليل آزادى و اختيار! ׳
چنين شخصيتى، آزاد است، نيرومند و آگاه است. او با ديد انتقادى نسبت به خود و وضعيت موجود، همواره برخورد و رفتارى مسئولانه دارد. او زندگى را امکان شکوفايى براى خود و ديگران دانسته و براى تحقق آن با عقل و عشق مى کوشد. ׳
فضيلت داشتن فقط يک عمل قهرمانانه نيست، بلکه در قهرمانى زيستن، ماندن و رفتن است. ׳
افلاتون از چهار فضيلت اصلى ﴿کاردينال﴾، که مادر ديگر فضيلت ها هستند، نام مى برد: ׳
خردمندى، دليرى ﴿انرژى اراده﴾، اندازه نگه داشتن ﴿کنترل نفس، حفظ تعادل در رفتار﴾ و
عدالت ﴿بالاترين فضيلت﴾. ׳
مسيحيت سه فضيلت ديگر را بدان افزود: ايمان، عشق و اميد. ׳
ارسطو فضيلت ها را چنين بر مى شمارد: ׳
-١ هوشيارى، زيرکى : توانايى و آمادگى کامل براى انجام و انتخاب درست در اينجا و اکنون. ׳
يعنى بدور از خود فريبى و با پرهيز از درافتادن در دام دگم هاى مذهبى و ايدئولوژيک. ׳
ارسطو فهم و کاربرد قانون اخلاق در شرايط مشخص را لازمه هوشيارى مى داند. قانون هايى که نرمش پذير هستند و فرد هوشيار بايد نسبت به شرايط با تعيين حدود افراط و تفريط، راه ميانى و معتدل را پيدا کند. ׳
-٢ عدالت : که در وابستگى به احترام به کرامت خود و هم نوعان و ايستادگى در برابر ستم، معنا مى يابد. ׳
-٣ دليرى : نهراسيدن از خطرهاى سياسى، اجتماعى، روانى،... و آمادگى و خواست پايدارى و پاس داشتتن کرامت و حق خود و ديگران با وجود پيامدهاى ناخوشايند و دردآور آن. ׳
-۴ انديشمندى : همه جانبه نگرى، ايجاد توازن در زندگى، حفظ ديد انتقادى. ׳
نه سرکوبى غريزه ها و نه دنباله روى کور از آنها. ׳
کانت فضيلت را نيروى اخلاقى براى انجام وظيفه مى داند و بر آزادى و خرد ترانسندنتال تاکيد مى کند. ׳
از ديگر فضيلت هاى برجسته دوران ما: ׳
همبستگى، آمادگى قلبى براى يارى به ديگران، پذيرش دگرانديشى و تحمل دگرانديشان و دگرباشان. ׳
شهامت مدنى، فرهنگ دوستى، صلح خواهى، تشخيص هنگام و چگونگى کنش درست. ׳
بخشى از فلسفه اخلاق ﴿اتيک فضيلت﴾، با تمرکز بر فضيلت هاى اخلاقى، بر خلاف روش هاى باياشناسانه کانتى و پيامدگرايى فايده باورانه، يعنى به جاى ارزش گزارى يک کنش جداگانه ﴿برپايه قانون اخلاق و يا پيامدهاى کنش﴾، به شخص کنش گر توجه نموده و او را ارزيابى اخلاقى مى کند: ׳
آن کنشى اخلاقى و خوب است که از روى فضيلت انجام شده و کنش گر فاضل باشد و يا بسان افراد فاضل عمل کرده باشد. يعنى کنش گر بايد خوبى و کنش خوب را پسنديده و در انجام آن اشتياق و علاقه داشته باشد. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭