فرض ، فرضيه ، بن انگاره ﴿hypothesis﴾ ׳

 

 

  يک گفته ﴿نظر، برداشت، بيان﴾ که بدون تناقض ﴿درونى و برونى﴾ است و بر اساس دليل هاى علمى، تنها احتمال درستى آن مى رود و با ديگر گفته هايى که بطور همگانى و بر پايه داده هاى علمى موجود به رسميت شناخته شده اند، در همخوانى است ﴿ويژگى يا شرط همخوانى با دانسته هاى موجود و دورى از تناقض﴾. ׳

 

 در منطق، گفته اى است که از پيش براى يک نتيجه گيرى مشخص در نظر گرفته شده است: ׳

هرگاه نتيجه گيرى منطقى باشد ﴿درستى و حقيقت داشته باشد﴾، درستى و حقيقت آن جمله اى که از پيش در نظر گرفته شده است ﴿يعنى بن انگاره يا فرض﴾، تضمين کننده درستى و حقيقت تز ﴿برنهاد﴾ ׳

 است. ׳

 

در علوم تجربى از فرضيه هايى استفاده مى شود که بيشترين درون مايه عملى - تجربى را دارا باشند ﴿بالا بودن قابليت آزمون هاى تجربى يک فرضيه﴾. ׳

 

فرضيه هاى دليل مند علمى، با پر کردن چاله هاى نادانى و ايجاد ارتباط ميان دانسته ها، پيش مرحله مهمى از روند شناخت بشمار مى روند. ׳

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭