فرهنگ و تمدن
فرهنگ در زبان انگليسى culture از ريشه لاتين colere به معنى ساختن، بنا کردن، پايه ريزى نمودن. ׳
در برابر محيط زيست طبيعى، به مجموعه ى محيط و شرايطى گفته مى شود که آفريده خود بشر باشد. ׳
مفهوم فرهنگ در ادبيات جهانى، بطور سنتى، در برگيرنده دستاوردهاى معنوى و تاريخى گروه هاى انسانى است ﴿هنر، مذهب، علم، بازى ها، مراسم، سنت ها،...﴾. ׳
از نظر آنتروپولوژيک ﴿انسان شناسيک، مردم شناسى﴾، انسان براى جبران ناتوانايى هاى خود، دست به اختراع فرهنگ ، بعنوان طبيعت دوم، زده است. ׳
تمدن ﴿civilization﴾، آن بخش از محيط زيست خودآفريده مجموعه هاى انسانى است که بطور ابزارى و کاربردى، از سوى اجتماع و با هدف هاى اجتماعى شکل گرفته و پرداخته شده است ﴿بناها، شهرها، ابزار کار،...﴾. ׳
بر پايه دست آوردهاى معنوى و فکرى ﴿فرهنگى﴾ دوران کنونى، نمره گذارى هاى فرهنگى و پذيرش بالاتر و يا پست تر بودن فرهنگ ها مردود شناخته شده است و بجاى آن به توانايى هاى ارتباطى و ابزارى مجموعه هاى انسانى توجه احترام آميز نموده و تلاش در تقويت هنجارهاى انسانى موجود مى شود. ׳
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭